ملوم : مال را جز بخل نگه ندارد و بخيل هم نكوهيده و باز خواست شدنى است .
407
لا تخلوا النّفس من العمل حتّى يدخل فى الأجل : نفس از كار و عمل باز نه ايستد تا اين كه در مرگ داخل شود .
408
لا يستغنى المرء الى حين مفارقة روحه جسده عن صالح العمل : انسان تا هنگامى كه جانش از پيكرش بيرون نشود از عمل صالح و كار خوب بى نياز نيست .
409
لا يؤمن بالمعاد من لم يتحرّج عن ظلم العباد : ايمان بقيامت ندارد كسى كه از ستمكردن بمردم باك ندارد .
410
لا غناء باحد عن الارتياد و قدر بلاغة من الزّاد : هيچ كس بى نياز از اين نيست كه ( از عمل صالح ) همراهى داشته باشد و از توشه بدان اندازه كه او را ( ببهشت ) برساند .
411
لا يسعد امرء الّا بطاعة اللّه سبحانه و لا يشقى امرء الّا بمعصية اللّه : هيچكس نيكبخت نشد مگر باطاعت خدا و هيچكس بدبخت نشد مگر بنافرمانى خدا .
412
لا يكمل ايمان عبد حتّى يحبّ من احبهّ للهّ و يبغض من ابغضه للهّ : ايمان بنده كامل نگردد مگر اين كه هر كه را دوست مى دارد براى خدا دوست بدارد و هر كه را دشمن مى دارد براى خدا دشمن بدارد .
413
لا يصدق ايمان عبد حتّى يكون بما فى يد اللّه اوثق بما فى يده : ايمان بنده درست نباشد مگر وقتى كه به آن چه كه در دست خدا است اطمينانش بيشتر باشد تا آنچه كه در دست
414
لا يكون حازما من لا يجود بما فى يده و لا يدّخر عمل يومه الى غده : دور انديش نيست كه از آنچه در دستش هست نمى بخشد و عمل امروزش را براى فردايش ذخيره نمى نمايد .
415
لا تدوم حبرة الدّنيا و لا يبقى سرورها و لا تؤمن فجعتها : سرگردانى جهان پايدار و شاديش بر قرار نيست و از گرفتاريش هم ايمن نتوان نشست .
416
لا يسعد احد الّا باقامة حدود اللّه سبحانه و لا يشقى احد الّا باضاعتها هيچكس بدبخت نگردد مگر بپايدارى حدود خداوند سبحان و هيچكس بدبخت نگردد مگر بضايع كردن آنها .