پيوند كن و آن كس را كه تو را عزيز مى دارد فرمان برنده باش .
44
كن باسرارك بخيلا و لا تذع سرّا أودعته فانّ الأذاعة خيانة : باسرار خويش بخيل ( و آنها را پنهان كننده ) باش رازى كه به تو سپرده مىشود آن را فاش مكن كه فاش كردن از خيانت است
45
كن حسن المقال جميل الأفعال فانّ مقال الرّجل برهان فضله و فعاله عنوان عقله : شيرين سخن و خوش كردار باش زيرا كه گفتار مرد نمايندهء دانشش و كردارهايش نشانهء خردمنديش مىباشد .
46
كن صموتا من غير عيّ فانّ الصّمت زينة العالم و ستر الجاهل : بدون زبان گرفتگى خموش باش زيرا كه خاموشى آرايشگر عالم و پوشندهء ( عيب و نادانى ) جاهل است .
47
كن بعدوّك العاقل اوثق منك بصديقك الجاهل : بدشمن دانايت اطمينان داشته باش بيش از آنچه كه بدوست نادانت دارى .
48
كن عفوّا فى قدرتك ، جوادا فى عسرتك مؤثرا مع فاقتك تكمل لك الفضائل : بگاه توانائيت عفو كننده در عين پريشانيت بخشنده و در حال ناداريت دهنده باش تا فضيلتها را كامل كرده باشى .
49
كن لنفسك مانعا راعدا و لثروتك عند الحفيظة واقما قامعا : نفس خويش را منع كننده و باز دارنده ( از زشتيها و بديها ) باش و براى نگهدارى ثروتت آن را دهنده و بر كننده باش ( زيرا هر چه از دارائيت كه در راه خدا و دستگيرى مردم داده شود همان ماندنى و به كار خوردنى است ) .
50
كن بالمعروف امرا و عن المنكر ناهيا و بالخير عاملا و للشّرّ مانعا : در تمام حالات نيكى و معروف را امر كننده زشت و منكر را نهى نماينده خير و خوبى را عمل كننده و بدى را جلوگيرنده باش ( تا از رستگاران باشى ) .
51
كن لعقلك مسعفا و لهواك مسوّفا : عقلت را ( در حوائج مردم ) به كار زننده و هواى نفست را وا پس برنده باش .
52
كن مؤمنا تقيّا مقتنعا عفيفا : مردى باش با ايمان پرهيزكار قناعت دار پاكدامن .
53
كن من الكريم على حذر ان اهنته و