تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
همچنين است در صورت التفات ( 1 ) على الاحوط ، بلكه خالى از قوت نيست . [ 1211 ] س - اگر كسى بعد از شوط چهارم طواف نساء عمرهء مفرده با زوجهء خود مواقعه نمايد ، آيا مانند طواف نساء حج است كه به حج لطمه اى وارد نكرده و كفاره هم ندارد ؟ ج ( 2 ) - بلى ، عمل صحيح است و كفاره ندارد ، اگر چه حرام مرتكب شده است ( 3 ) . [ 1212 ] س - به جا نياوردن طواف نساء از روى جهل همانند طواف حج و عمره است كه بايد حج را اعاده كند و شتر قربانى نمايد ؟ چنانچه در مسألهء 17 فصل پنجم حج در مناسك مىفرماييد ؟ ج - ترك طواف نساء ، حج را باطل نمىكند و كفاره ندارد ، ولى حرمت نساء بدون آن باقى است و ارتكاب آن كفاره دارد ( 4 ) . [ 1213 ] س - شخصى قبل از طواف نساء با زوجهء خود ملاعبه نموده و از روى شهوت به او دست زده است ، آيا كفاره دارد ؟ ج - كفاره دارد مگر در صورت جهل ( 5 ) .
شرح
آن گذارد . آية الله سيستانى : بايد طواف نساء را انجام دهد و اگر معذور است يا مشقت دارد نايب بگيرد . آية الله مكارم : بنا بر احتياط واجب در صورت اوّل ولى در صورت بعد طواف نساء لازم نيست . ( 1 ) آية الله گلپايگانى ، آية الله صافى : ولى اگر التفات به وجوب آن داشته و شك دارد كه انجام داده يا نه بعيد نيست انجام آن واجب نباشد ، اگر چه احتياط خوبست ( آداب و احكام حج ، مسأله 915 ) . ( 2 ) آية الله بهجت : اگر توانست خودش به جا آورد و الَّا نايب بگيرد . ( 3 ) آية الله اراكى : معيار تجاوز از نصف است . آية الله سيستانى : استغفار كند و كفّاره ندارد و طوافش را تمام كند ( ملحق مناسك ، سؤال 366 ) . آية الله تبريزى : چنانچه اين عمل بعد از سعى بوده ، عمره باطل نمىشود ، ولى قبل از شوط پنجم كفاره دارد ، بلكه احوط كفاره است مطلقا . آية الله خوئى : بعد از سعى عمره باطل نمىشود ولى كفاره دارد مگر اين كه شوط پنجم را به جا آورده بود . ( مناسك ، مسأله 223 ) . آية الله بهجت : قبل از اتمام شوط پنجم كفاره دارد بنا بر احتياط و بعد از شوط پنجم كفاره ندارد البته اين مسأله را در بارهء حج دارند نه عمرهء مفرده . ( مستفاد از مناسك ، مسأله 222 ) به ذيل مسأله 318 مراجعه شود . ( 4 ) آيات عظام خوئى ، سيستانى ، مكارم ، بهجت ، تبريزى : در صورت فراموشى يا ندانستن مسأله كفاره ندارد . ( 5 ) آية الله بهجت : يا نسيان .
مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 453 | السيد الخميني