تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

طعام صدقه بدهد . سيزدهم - انگشتر بدست كردن به جهت زينت

و اگر براى استحباب باشد مانع ندارد . ( 1 ) [ 387 ] م - اگر انگشتر بدست كند نه براى زينت و نه براى استحباب مثل آن كه براى خاصيتى بدست كند اشكال ندارد . [ 388 ] م - احتياط واجب ( 2 ) آن است كه محرم « حنا » براى زينت نبندد بلكه اگر زينت باشد و لو قصد نكند احتياط در ترك است بلكه حرمت ( 3 ) آن در هر دو صورت خالى از وجه نيست . [ 389 ] م - اگر قبل از احرام « حنا » ببندد چه به قصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند مانع ندارد ، ولى احتياط خوب است . ( 4 ) [ 390 ] م - انگشتر به دست كردن و حنا بستن كفاره ندارد . ( 5 )
شرح
( 1 ) - آية الله خامنه اى : بنا بر احتياط واجب ، محرم بايد از به دست كردن انگشتر و به كار بردن حنا اجتناب كند اگر اينها زينت محسوب شوند گر چه قصد زينت نكند بلكه بايد از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند . آية الله سيستانى : انگشتر به دست كردن براى زينت به احتياط واجب جايز نيست ولى براى امر ديگرى مانند استحباب و يا نگهدارى آن اشكال ندارد . آية الله مكارم : انگشتر زينتى به هر قصد باشد حرام است . ( 2 ) آيات عظام خوئى ، تبريزى ، مكارم : حنا بستن در صورتى كه زينت گفته شود بر محرم حرام است . آية الله خامنه اى : مراجعه شود به حاشيهء مسألهء قبل . آية الله سيستانى : احتياط واجب براى زن و مرد محرم ترك هر چيزى است كه عرفا زينت شمرده شود چه قصد زينت كردن داشته باشد چه نداشته باشد و از اين قبيل است حنا ماليدن به روش معمول ولى استعمال آن به نحوى كه زينت نباشد در موارد علاج و مانند آن اشكال ندارد . آية الله بهجت : حنا بستن اگر چه براى زينت باشد عيبى ندارد . ( مناسك ، مسأله 255 ) . ( 3 ) آية الله فاضل : حرمت محلّ اشكال است . ( 4 ) آية الله گلپايگانى ، آية الله صافى : در صورتى كه اثرش تا حال احرام باقى مىماند بنا بر احتياط بايد خوددارى كند ( مناسك فارسى ، ص 41 ) و در مناسك عربى ، ص 91 ، مطابق متن فرموده‌اند : اگر اثرش تا زمان احرام بماند بهتر است قبل از احرام حنا نبندد . آية الله مكارم : اگر قصدش ادامهء زينت براى حال احرام باشد اشكال دارد . ( 5 ) آية الله خوئى : بلكه زينت نمودن به هر چيز باشد بر محرم حرام است و كفاره اش بنا بر احتياط يك گوسفند است .
مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 178 | السيد الخميني