تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

1292

المؤمن منزهّ من الزّيغ و الشّقاق مؤمن از بد انديشى و كين توزى و دشمنى پاك است .

1293

ألصّادق على شرف منجاة و كرامة راستگو بر اعلا درجهء قصر رستگارى و بزرگوارى است .

1294

الكاذب على شفا مهواة و مهانة دروغگو بر لب پرتگاه افتادگى و خوارى است .

1295

ألصّبر أعون شيء على الدّهر در پيش آمدهاى روزگار صبر بهترين يار است .

1296

الحزم و الفضيلة فى الصّبر دورانديشى و بزرگوارى در شكيبائى است .

1297

العقل منزهّ عن المنكر آمر بالمعروف : خرد پاك كنندهء از بدى وادار كنندهء بر نيكى است

1298

العقل حيث كان الف مألوف : خرد هر جا باشد الفت گيرنده و الفت گرفته شده است ( اگر كسى بسويش برود مى پذيرد و اگر او بسوى كسى برود آن كس را پذيرفتار است .

1299

ألصّبر خير جنود المؤمن شكيبائى بهترين سپاهيان مؤمن است .

1300

ألصّدق أشرف خلائق الموقن راستى شريفترين خوهاى مرد با يقين است .

1301

العقل شجرة ثمرها السّخاء و الحياء : خرد درختى است كه ميوهء آن شرم و جوانمردى و بخشش است .

1302

ألدّين شجرة أصلها التّسليم و الرّضا : دين درختى است كه ريشهء آن تسليم و رضاى بر تقديرات الهى است ( زيرا كه خدا جز صلاح بنده را نخواهد و هر چه كند بصلاح او است و متدّين واقعى كسى است كه در فقر و غنا و صحّت و مرض خواست خدا را گردن نهد .

1303

آلة الرّياسة سعة الصّدر سينهء گشاده ابزار كار سرورى است .

1304

أوّل العبادة انتظار الفرج بالصّبر نخستين بندگى خدا انتظار گشايش كار كشيدن بوسيلهء صبر است .

1305

البخل بالموجود سوء الظنّ بالمعبود به چيز موجود بخل ورزيدن ( و آن را در راه خدا انفاق نكردن ) به خدا بدگمان بودن است .

1306

ألزّهد أن لا تطلب المفقود حتّى يعدم الموجود زهد آنست كه دنبال آنچه پيدا نيست نروى تا آنچه موجود و در دست است تمام شود .

1307

الكريم من بذل إحسانه بخشنده كسى است كه بخشش خود را برايگان نمايد .

1308

أللّئيم من كثر امتنانه پست كسى است