1292
المؤمن منزهّ من الزّيغ و الشّقاق مؤمن از بد انديشى و كين توزى و دشمنى پاك است .
1293
ألصّادق على شرف منجاة و كرامة راستگو بر اعلا درجهء قصر رستگارى و بزرگوارى است .
1294
الكاذب على شفا مهواة و مهانة دروغگو بر لب پرتگاه افتادگى و خوارى است .
1295
ألصّبر أعون شيء على الدّهر در پيش آمدهاى روزگار صبر بهترين يار است .
1296
الحزم و الفضيلة فى الصّبر دورانديشى و بزرگوارى در شكيبائى است .
1297
العقل منزهّ عن المنكر آمر بالمعروف : خرد پاك كنندهء از بدى وادار كنندهء بر نيكى است
1298
العقل حيث كان الف مألوف : خرد هر جا باشد الفت گيرنده و الفت گرفته شده است ( اگر كسى بسويش برود مى پذيرد و اگر او بسوى كسى برود آن كس را پذيرفتار است .
1299
ألصّبر خير جنود المؤمن شكيبائى بهترين سپاهيان مؤمن است .
1300
ألصّدق أشرف خلائق الموقن راستى شريفترين خوهاى مرد با يقين است .
1301
العقل شجرة ثمرها السّخاء و الحياء : خرد درختى است كه ميوهء آن شرم و جوانمردى و بخشش است .
1302
ألدّين شجرة أصلها التّسليم و الرّضا : دين درختى است كه ريشهء آن تسليم و رضاى بر تقديرات الهى است ( زيرا كه خدا جز صلاح بنده را نخواهد و هر چه كند بصلاح او است و متدّين واقعى كسى است كه در فقر و غنا و صحّت و مرض خواست خدا را گردن نهد .
1303
آلة الرّياسة سعة الصّدر سينهء گشاده ابزار كار سرورى است .
1304
أوّل العبادة انتظار الفرج بالصّبر نخستين بندگى خدا انتظار گشايش كار كشيدن بوسيلهء صبر است .
1305
البخل بالموجود سوء الظنّ بالمعبود به چيز موجود بخل ورزيدن ( و آن را در راه خدا انفاق نكردن ) به خدا بدگمان بودن است .
1306
ألزّهد أن لا تطلب المفقود حتّى يعدم الموجود زهد آنست كه دنبال آنچه پيدا نيست نروى تا آنچه موجود و در دست است تمام شود .
1307
الكريم من بذل إحسانه بخشنده كسى است كه بخشش خود را برايگان نمايد .
1308
أللّئيم من كثر امتنانه پست كسى است