كه بسيار منّت گذارد .
1309
العاقل من بذل نداه خردمند كسى است كه خير و عطايش را ببخشد .
1310
الحازم من كفّ أذاه دورانديش كسى است كه دست از آزار مردم بكشد .
1311
إخلاص التّوبة يسقط الحوبة با خلوص نيّت به خدا بازگشتن گناه را از بين مى برد .
1312
إحسان النّيّة يوجب المثوبة حسن نيّت لازم مى دارد ثواب و پاداش نيكو را .
1313
الحصر خير من الهذر نتوان گفتن از هذيان و بيهوده گفتن خوشتر است .
1314
الهذر مقرّب من الغير هذيان و هرزه درائى شخص را برسوائى نزديك مىكند .
1315
الحصر يضعف الحجّة درماندگى در تكلّم باعث سستى و ناتوانى دليل و برهان مىشود
1316
الهذر يأتي على المهجة ژاژخواهى بر جان زيان مى زند
1317
الحسود غضبان على القدر رشكبر بر مقدّرات خدا خشمگين است .
1318
المخاطر متهجّم على الغرر آنكه خويش را بمخاطرات مى افكند بر چيزهاى فريبنده هجوم مىكند .
1319
ألغنىّ من استغنى بالقناعة توانگر كسى است كه بواسطهء قناعت توانگر شود .
1320
العزيز من اعتزّ بالطّاعة ارجمند كسى است كه بواسطهء بندگى خدا عزيز و ارجمند باشد .
1321
الأباطيل موقعة فى الأضاليل ناحقها و باطلها در گمراهيها واقع مى گرداند ( و حق همواره با اهل ايمان و هدايت ملازم است ) .
1322
البخيل متحجّج بالمعاذير و التّعاليل بخيل هماره بعذرها و علتها ( ى بى جا و بيهوده ) بهانه مى آورد .
1323
العقل زيّن لمن رزقه خرد براى شخص خردمند زيبائى و آرايشى است .
1324
العلم رشد لمن عمل به دانش براى كسى كه آن را به كار بندد رشد و هدايت است .
1325
الفكر فى غير الحكمة هوس در غير حكمت الهى انديشيدن هوا و هوس است .
1326
ألصّمت به غير تفكّر خرس بدون انديشه خاموش نشستن گنگى و لالى است ( فلذا خاموشى مردان حق هميشه توام با انديشه و آيات الهى است ) .
1327
الخلق المحمود من ثمار العقل خوى خوش از ميوههاى بوستان خرد است .