تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
ناچاريهاى حالات ( و پيش آمدها گردنهاى مردان را به بند خوارى در مى كشد .

2

ضرورات الأحوال تحمل على ركوب الأهوال ناچاريهاى حالات سوارى بر ترسها ( و گرفتاريها ) را بر انسان تحميل مىكند .

3

ضرورات الفقر تبعث على فظيع الأمر : ناچاريهاى فقر و ندارى انسان را بر كارهاى بسيار زشت وادار مى نمايد .

4

ضادّوا الغضب بالحلم تحمدوا عواقبكم فى كلّ أمر : با بردبارى بر خشم و كين بجنگيد تا در هر كار پايان امر خويش را ستوده سازيد .

5

ضالّة العاقل الحكمة فهو أحقّ بها حيث كانت : حكمت و دين گمگشتهء مرد خرد است و آن هر جا باشد خردمند را سزاوار است

6

ضالّة الحكيم الحكمة فهو يطلبها حيث كانت : حكمت گمگشتهء مرد حكيم و دانشور است و هر جا باشد آن را خواهد يافت .

7

ضالّة الجاهل غير موجودة : گم شدهء نادان پيدا شدنى نيست ( چون خودش نمى داند چه چيز را گم كرده است ) .

8

ضرام الشّهوة تبعث على تلف المهجة : افزوزش آتش شهوت شخص را به از دست دادن جان بر مى انگيزد ( و ممكن هم هست معنى شعر سعدى از اين حديث گرفته شود كه گويد :
به بى رغبتى شهوت انگيختن * برغبت بود خون خود ريختن
) .

9

ضلال الدّليل هلاك المستدلّ : رهنما شد چه در خطا چالاك رهروان راست ره بسوى هلاك

10

ضياع العقول فى طلب الفضول : تباهى عقلها در افزون طلبيها است .

11

ضلّة الرّأى تفسد المقاصد : سرشكستگى انديشه مقصدها و دلخواهها را تباه مى سازد .

12

ضلال العقل يبعد من الرّشاد و يفسد المعاد : سر شكستگى عقل شخص را از راه راست دور مى سازد و آخرت را تباه مى گرداند .

13

ضرر الفقر أحمد من أشر الغنى : زيان ندارى پسنديده‌تر از كفر نعمت در توانگرى است .

14

ضياع العمر بين الآمال و المنى : تباهى عمر ميان اميدها و آرزوها است .

15

ضلّ من اهتدى به غير هدى اللّه : هر آنكه بجز از راه هدايت خدا هدايت جويد تباه گردد .