ناچاريهاى حالات ( و پيش آمدها گردنهاى مردان را به بند خوارى در مى كشد .
2
ضرورات الأحوال تحمل على ركوب الأهوال ناچاريهاى حالات سوارى بر ترسها ( و گرفتاريها ) را بر انسان تحميل مىكند .
3
ضرورات الفقر تبعث على فظيع الأمر : ناچاريهاى فقر و ندارى انسان را بر كارهاى بسيار زشت وادار مى نمايد .
4
ضادّوا الغضب بالحلم تحمدوا عواقبكم فى كلّ أمر : با بردبارى بر خشم و كين بجنگيد تا در هر كار پايان امر خويش را ستوده سازيد .
5
ضالّة العاقل الحكمة فهو أحقّ بها حيث كانت : حكمت و دين گمگشتهء مرد خرد است و آن هر جا باشد خردمند را سزاوار است
6
ضالّة الحكيم الحكمة فهو يطلبها حيث كانت : حكمت گمگشتهء مرد حكيم و دانشور است و هر جا باشد آن را خواهد يافت .
7
ضالّة الجاهل غير موجودة : گم شدهء نادان پيدا شدنى نيست ( چون خودش نمى داند چه چيز را گم كرده است ) .
8
ضرام الشّهوة تبعث على تلف المهجة : افزوزش آتش شهوت شخص را به از دست دادن جان بر مى انگيزد ( و ممكن هم هست معنى شعر سعدى از اين حديث گرفته شود كه گويد :
به بى رغبتى شهوت انگيختن * برغبت بود خون خود ريختن
) .
9
ضلال الدّليل هلاك المستدلّ : رهنما شد چه در خطا چالاك رهروان راست ره بسوى هلاك
10
ضياع العقول فى طلب الفضول : تباهى عقلها در افزون طلبيها است .
11
ضلّة الرّأى تفسد المقاصد : سرشكستگى انديشه مقصدها و دلخواهها را تباه مى سازد .
12
ضلال العقل يبعد من الرّشاد و يفسد المعاد : سر شكستگى عقل شخص را از راه راست دور مى سازد و آخرت را تباه مى گرداند .
13
ضرر الفقر أحمد من أشر الغنى : زيان ندارى پسنديدهتر از كفر نعمت در توانگرى است .
14
ضياع العمر بين الآمال و المنى : تباهى عمر ميان اميدها و آرزوها است .
15
ضلّ من اهتدى به غير هدى اللّه : هر آنكه بجز از راه هدايت خدا هدايت جويد تباه گردد .