آن را آشكار ساختن است .
2
زكات الجاه بذله : زكات بزرگى آن را كار بستن ( و كار زير دستان را گشودن است ) .
3
زكات المال الأفضال : زكات مال بخشش است
4
زكات القدرة الأنصاف : زكات قدرت و توانائى انصاف دادن است .
5
زكات الجمال العفاف : زكات و پاكيزه كنندهء جمال پاكدامنى است .
6
زكات الظّفر الإحسان : زكات پيروزى ( با زيردستان ) نيكى كردن است .
7
زلّة اللّسان أنكى من إصابة السّنان لغزش زبان دردناكتر از رسيدن زخم نيزه است
8
زكات البدن الجهاد و الصّيام : در راه خدا جنگيدن و روزه گرفتن پاكيزه كنندهء بدن است
9
زكات اليسار برّ الجيران و صلة الأرحام زكات توانگرى با همسايگان نيك كردن و با خويشان پيوند نمودن است .
10
زكات الصّحّة السّعى فى طاعة اللّه : زكات تندرستى در طاعت خدا كوشيدن است .
11
زكات الشّجاعة الجهاد فى سبيل اللّه : زكات دلاورى در راه خدا پيكار كردن است .
12
زكات السّلطان إغاثة الملهوف : زكات پادشاه بفرياد بيچاره رسيدن است .
13
زكات النّعم اصطناع المعروف : زكات نعمتهاى خدا نيكى را كار بستن است .
14
زكات العلم بذله لمستحقهّ و اجهاد النّفس بالعمل به : زكات دانش آن را به نيازمندش بخشيدن و ( نادان را از گمراهى رهاندن ) و نفس را بدان واداشتن است .
15
زيادة الفعل على القول أحسن فضيلة و نقص الفعل عن القول أقبح رذيلة : كردار را بر گفتار فزودن بهترين فضيلت و كردن را از گفتار كمتر كردن زشت ترين رذيلت است .
16
زد من طول أملك فى قصر أجلك و لا تغرّنك صحّة جسمك و سلامة أمسك فإنّ مدّة العمر قليلة و سلامة الجسم مستحيلة : از طول امل و آرزويت ( بگير و ) در كوتاهى سر رسيدت بيفزاى نكند كه تندرستيت و سلامتى امروزت تو را بفريبد زيرا كه مدّت عمر كوتاه و كم و سلامتى جسم از بين رفتنى است .