44
حسن السّيرة جمال القدرة و حصن الأمرة : پاكدرونى سبب زيبائى و زيور قدرت و پناهگاه فرمان روائى است .
45
حسن وجه المؤمن حسن عناية اللّه به زيبائى روى مؤمن از خوبى لطف و عنايت خدا در بارهء او است .
46
حسن البشر أحد البشارتين : گشادهروئى يكى از دو مژده دادن است ( و شخص خوشرو اگر مثلا بخواهد به كسى مژده دهد همان ديدارش در اوّلين وحله يكى از دو سرور است .
47
حسن اللّقاء أحد النّجحين : خوش برخوردن يكى از دو رستگارى است ( رستگارى از اندوه حاضر و بعد ) .
48
حسن الخلق أحد العطائين : خوش خوئى خودش يكى از دو بخشش است ( به همان معناى جملات پيشين ) .
49
حسن السّراح إحدى الرّاحتين : كار را خوش و آسان گرفتن يكى از دو آسايش است .
50
حسن الأدب أفضل نسب و أشرف سبب : ادب و كمال دين داشتن بالاترين نسب و شريفترين سبب است ( از اسبابهاى امور و پيشرفت در كارها ) .
51
حسن اليأس أجمل من ذلّ الطّلب : اميد را به خوبى از مردم قطع كردن نيكوتر از خوارى چيزى خواستن است .
52
حسن الأخلاق برهان كرم الأعراق : خوش خوئيها نشانهء خوش رگيها و پاك گهريها است .
53
حسن الأخلاق يدرّ الأرزاق و يونس الرّفاق : خوش خوئيها روزيها را فرو مىبارد و دوستان را به انسان مأنوس مى سازد .
54
حسن الخلق رأس كلّ برّ : خوش خوئى رأس و ريشهء هر خوبى است .
55
حسن البشر شيمة كلّ حرّ : گشادهروئى روش و رسم هر آزاد مردى است .
56
حسن الصّبر طليعة النّصر : خوب صبر كردن ( در مكاره ) روزنه و پيش در آمد پيروزى است
57
حسن الصّبر عون على كلّ أمر : خوب صبر كردن يارى كننده بر هر كارى است .
58
حسن التّوبة يمحو الحوبة : بسوى خدا به خوبى و درستى بازگشتن گناه را از بين مى برد .