بخرج دهيد براى خوهاى نيك از نگهدارى همسايه و وفاى بعهدها و فرمان بردارى از خدا و نافرمانى كبر و سركشى و خويشتن را بمكارم اخلاق بيارائيد ( تا از جهان رستگار باشيد ) .
97
تبادروا إلى محامد الأفعال و فضائل الخلال و تنافسوا فى صدق الأقوال و بذل الأموال : بشتابيد بسوى كارهاى ستوده و فضيلتهاى دوستانه و آرزومند باشيد در راستى گفتارها و بخشيدن مالها .
98
تقرّب إلى اللّه سبحانه بالسّجود و الرّكوع و الخضوع لعظمته و الخشوع : به خداوند سبحان نزديك شو بوسيلهء سجود و ركوع و خضوع و خشوع و افتادگى در برابر عظمت و بزرگى او
99
تأدّم بالجوع و تأدّب بالقنوع : نانخورش از گرسنگى ساز و بقناعت خو گير .
100
تداومن داء الفترة فى قلبك بعزيمة و من كرى الغفلة فى ناظرك بيقظة : دور دوران فترت و جاهليّت را ( كه عبارت از كبر و گردنكشى است ) بعزم و حقپرستى دوا كن و خواب بيهوشى و غفلت را با بيدارى و دل آگاهى از دو چشمت بيرون نماى ( و كارها را بدون سستى و كاهلى انجام ده ) .
101
تمسّك بحبل القرآن و انتصحه و حلّل حلاله و حرّم حرامه و اعمل بعزائمه و أحكامه : برشتهء استوار قرآن چنگ در زن و از آن طلب پند و اندرز كن حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمار و دستورات و احكام آن را به كار بند ( تا قرآن در قيامت شفيع تو باشد ) .
102
تخيّر لنفسك من كلّ خلق أحسنه فإنّ الخير عادة : از هر خوئى بهتر آن را براى خودت اختيار كن زيرا كه خوبى خودش خوئى خواهد شد .
103
تجنّب من كلّ خلق أسوأه و جاهد نفسك على تجنبّه فإنّ الشّرّ لجاجة : از هر خوئى از بدتر آن بپرهيز و نفست را بدورى از آن بكمار زيرا كه بدى ستيزه خوئى است .
104
تجاوز عن الزّلل و أقل العثرات ترفع لك الدّرجات : از لغزشهاى ديگران در گذر و لغزش خود را كم كن تا پايگاهايت بلند گردد .
105
تغمّد الذّنوب بالغفران سيّما فى ذوى المروءة و الهيئات : گناهان را بآمرزش بپوش بويژه در جوانمردان و خوش سيرتان ( زيرا كه هيچيك از جوانمردان