نلغزد جز آنكه دست خدا او را بلند سازد ) .
106
تعجيل البرّ زيادة فى البرّ : در كار خير شتاب كردن نيكى را فزودن است .
107
تأخير الشّرّ إفادة خير : بدى را تأخير افكندن فائده نيك رسانيدن است .
108
تغافل يحمد أمرك : بديهاى مردم را به روى خود ميار كارت ستوده خواهد شد .
109
تحمّل يحبّل قدرك : بردبار باش بلند قدر خواهى شد .
110
تدارك فى آخر عمرك ما أضعته فى أولّه تسعد بمنقلبك : هر چه از عمرت را كه در اوّل ضايع كردهء در آخرش ( بتوبه ) تدارك كن تا در بار گشتت سعادتمند شوى .
111
تزكية الأشرار من أعظم الأوزار : بدانرا پاك خواستن از بزرگترين گناهان است .
112
تفكّرك يفيدك الاستبصار و يكسبك الاعتبار : انديشه كردنت ( در كارگاه آفرينش ) تو را بينش زايد و برايت كسب پند و اعتبار كند
113
تكبّرك فى الولاية ذلّ فى العزل : تكبّر كردنت در هنگام حكمرانى خوارى بهنگام بر كنارى از كار است .
114
تكبّرك بما لا يبقى لك و لا تبقى له من أعظم الجهل : تكبّر كردنت به چيزى كه نه تو براى آن و نه آن براى تو مى ماند از بزرگترين نادانى است .
115
تعجيل اليأس أحد الظّفرين : شتافتن در كارى كه از پيشرفت آن نااميدى يكى از دو پيروزى است ( اگر پيش نرفت مانند اولش و اگر پيش رفت كه پيروز شده )
116
توقّع الفرج إحدى الرّاحتين : انتظار گشايش كار كشيدن يكى از دو آسايش است .
117
تعلّم علم من يعلم و علّم علمك من يجهل فإذا فعلت ذلك علمت ما جهلت و انتفعت بما علمت : علم شخص عالم را فرا گير و علمت را به شخص جاهل بياموز وقتى كه چنين كنى بهر چه كه نادانى دانا شوى و از هر چه كه آموختهاى سودمند گردى .
118
تتبّع العورات من أعظم السّوأت : پيروى كردن زشتيها از بزرگترين زشتيها است .
119
تتبّع العيوب من أقبح العيوب و شرّ السّيّئات : عيوب مردم را دنبال كردن ( و آنها را باز گو كردن و آبروى آنها را ريختن ) از زشت ترين