تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
نلغزد جز آنكه دست خدا او را بلند سازد ) .

106

تعجيل البرّ زيادة فى البرّ : در كار خير شتاب كردن نيكى را فزودن است .

107

تأخير الشّرّ إفادة خير : بدى را تأخير افكندن فائده نيك رسانيدن است .

108

تغافل يحمد أمرك : بديهاى مردم را به روى خود ميار كارت ستوده خواهد شد .

109

تحمّل يحبّل قدرك : بردبار باش بلند قدر خواهى شد .

110

تدارك فى آخر عمرك ما أضعته فى أولّه تسعد بمنقلبك : هر چه از عمرت را كه در اوّل ضايع كردهء در آخرش ( بتوبه ) تدارك كن تا در بار گشتت سعادتمند شوى .

111

تزكية الأشرار من أعظم الأوزار : بدانرا پاك خواستن از بزرگترين گناهان است .

112

تفكّرك يفيدك الاستبصار و يكسبك الاعتبار : انديشه كردنت ( در كارگاه آفرينش ) تو را بينش زايد و برايت كسب پند و اعتبار كند

113

تكبّرك فى الولاية ذلّ فى العزل : تكبّر كردنت در هنگام حكمرانى خوارى بهنگام بر كنارى از كار است .

114

تكبّرك بما لا يبقى لك و لا تبقى له من أعظم الجهل : تكبّر كردنت به چيزى كه نه تو براى آن و نه آن براى تو مى ماند از بزرگترين نادانى است .

115

تعجيل اليأس أحد الظّفرين : شتافتن در كارى كه از پيشرفت آن نااميدى يكى از دو پيروزى است ( اگر پيش نرفت مانند اولش و اگر پيش رفت كه پيروز شده )

116

توقّع الفرج إحدى الرّاحتين : انتظار گشايش كار كشيدن يكى از دو آسايش است .

117

تعلّم علم من يعلم و علّم علمك من يجهل فإذا فعلت ذلك علمت ما جهلت و انتفعت بما علمت : علم شخص عالم را فرا گير و علمت را به شخص جاهل بياموز وقتى كه چنين كنى بهر چه كه نادانى دانا شوى و از هر چه كه آموخته‌اى سودمند گردى .

118

تتبّع العورات من أعظم السّوأت : پيروى كردن زشتيها از بزرگترين زشتيها است .

119

تتبّع العيوب من أقبح العيوب و شرّ السّيّئات : عيوب مردم را دنبال كردن ( و آنها را باز گو كردن و آبروى آنها را ريختن ) از زشت ترين