256
أللّذات آفات خوشيها ريا نهايند .
257
العلم مجلّة دانش شخص را بزرگ كننده است
258
الجهل مضلّة نادانى گمراه كننده است .
259
ألشرّه مذلّة آزمندى باعث خوارى است
260
العقل شفاء خرد شفا بخش است .
261
الحمق شقاء ابلهى بدبختى است .
262
ألصّدقة كنز تصدّق دادن گنجى است ( كه هر چه در آن گنج ذخيره كنى در آخرت بازيابى ) .
263
ألإخلاص فوز پاك درونى پيروزى است
264
ألصّدق ينجى راستى رهاننده است
265
الكذب يردى دروغ هلاك كننده است
266
البرى ء جرى ء بى گناه بيباك است .
267
ألصّدقة تقى صدقه انسان را از بلا نگه مى دارد
268
ألدّين نور دين سبب نورانيّت است .
269
اليقين حبور يقين و ايمان به خدا باعث شادمانى است
270
ألصّبر ظفر شكيبائى در كار پيروزى است
271
العجل خطر شتاب در كار خطر است
272
ألغىّ أشر گمراهى شادى بى اندازه است
273
ألعىّ حصر درماندگى در سخن تنگى سينه است
274
العدل ملاك ملاك كارها عدل و داد است
275
الجور هلاك بيدادگرى هلاكت است
276
العلم حرز دانش پناه است .
277
القناعة عزّ قناعت سبب ارج و عزّت است
278
المعروف كنز . نيكى گنجى است .
279
الغفلة طرب بى خبرى آسودگى است .
280
الرّياسة عطب سرورى سبب هلاكت است .
281
ألشّهوة حرب خواهش نفس سبب هلاكت است
282
ألشّكر مغنم شكرگذارى غنيمت آور است .
283
الكفر مغرم كفران نعمت غرامت خيز است
284
العقول مواهب خردها بخششهاى خدايند
285
ألاداب مكاسب كردارهاى پسنديده در آمدهاى نيكند
286
ألدّنيا بالاتفاق دنيا به تصادف است نه بشايستگى
287
الآخرة بالاستحقاق آخرت بشايستگى و عمل بچنگ آيد .
288
المؤمن بعمله ايمان مرد باندازهء عمل او است .
289
الإنسان بعقله مرد است و عقلش .
290
المرء بهمتّه مردانگى باندازهء نيك مرديست
291
ألرّجل بجنانه راد مردى بدلاورى است .
292
المرء بإيمانه مرد است و ايمانش .
293
العلم بالعمل دانش و كار با هم توأم است .