تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١

216

الصّبر مدفعة شكيبائى دردها را بر گرداننده است

217

العجز مضيعة ناتوانى تباه شدن است .

218

الفشل منقصة سست جنبيدن در كارها نقص است .

219

ألصّمت وقار خاموشى هيبت و وقار است .

220

القناعة نعمة خورسند بقسمت خود نعمت بودن است

221

الأمن اغترار ايمنى ( از روزگار خود را ) فريب دادنست

222

الخوف استظهار ترس از خدا باعث پشت گرمى است

223

ألأتّعاظ اعتبار پند پذيرفتن هشيارى است .

224

اليقظة إستبصار بيدارى بينا بودن است

225

الإنذار إعذار بيم دادن عذر خواستنست

226

ألنّدم استغفار پشيمانى از گناه باز گشتن است

227

الإقرار اعتذار اقرار بگناه پوزش طلبيدن است .

228

الإنكار إصرار انكار گناه بر گناه پائيدن است

229

الإكثار إضجار پرگوئى دل تنگى آرد .

230

المشاورة استظهار مشاورت كردن پشتيبان گرفتن است

231

المال حساب مال داشتن حساب پس دادن است .

232

ألظّلم عقاب ستمكارى سبب عقوبت است .

233

الشّهوات قاتلات خواهشها كشندگانند

234

العلم حياة دانش سبب زندگى و زنده دلى است

235

ألايمان نجاة ايمان سبب رهائى از آتش است

236

اليأس مسلاة نااميدى تسلّى بخش است .

237

ألتّقوى اجتناب پرهيزكارى دورى جستن است

238

ألظّنّ ارتياب بدگمانى چهرهء منظور را نهفتن است

239

ألطّمع مذلّ طمع خوار كننده است .

240

الورع مجلّ پارسائى بزرگ كننده است

241

المحسن معان نيكوكار يارى شده است .

242

المسيئ بهتان بدكار بر باطل است .

243

المكور شيطان بسيار فريب دهنده شيطان است

244

ألتّأنّى حزم با مدارا كار كردن دور انديشى است

245

الفرصة غنم دريافت وقت غنيمت است .

246

المعروف فضل نيكوكارى فضل و فزونى است

247

الكرم نبل كرم و احسان بزرگوارى است .

248

الغفلة ضلالة بيخبرى گمراهى است .

249

ألغرّة جهالة فريب خوردن نادانى است .

250

الأمل خسوّان اميد بسيار خيانتكار است

251

الجاهل حيران نادان سرگردان است .

252

الأمل يخدع آرزو فريبنده است .

253

البغى يصرع سركشى به خاك مى افكند .

254

ألدّنيا خسران جهان جاى زيان است .

255

الجور تبعات ستم نتيجه‌هاى كردار شخص است