216
الصّبر مدفعة شكيبائى دردها را بر گرداننده است
217
العجز مضيعة ناتوانى تباه شدن است .
218
الفشل منقصة سست جنبيدن در كارها نقص است .
219
ألصّمت وقار خاموشى هيبت و وقار است .
220
القناعة نعمة خورسند بقسمت خود نعمت بودن است
221
الأمن اغترار ايمنى ( از روزگار خود را ) فريب دادنست
222
الخوف استظهار ترس از خدا باعث پشت گرمى است
223
ألأتّعاظ اعتبار پند پذيرفتن هشيارى است .
224
اليقظة إستبصار بيدارى بينا بودن است
225
الإنذار إعذار بيم دادن عذر خواستنست
226
ألنّدم استغفار پشيمانى از گناه باز گشتن است
227
الإقرار اعتذار اقرار بگناه پوزش طلبيدن است .
228
الإنكار إصرار انكار گناه بر گناه پائيدن است
229
الإكثار إضجار پرگوئى دل تنگى آرد .
230
المشاورة استظهار مشاورت كردن پشتيبان گرفتن است
231
المال حساب مال داشتن حساب پس دادن است .
232
ألظّلم عقاب ستمكارى سبب عقوبت است .
233
الشّهوات قاتلات خواهشها كشندگانند
234
العلم حياة دانش سبب زندگى و زنده دلى است
235
ألايمان نجاة ايمان سبب رهائى از آتش است
236
اليأس مسلاة نااميدى تسلّى بخش است .
237
ألتّقوى اجتناب پرهيزكارى دورى جستن است
238
ألظّنّ ارتياب بدگمانى چهرهء منظور را نهفتن است
239
ألطّمع مذلّ طمع خوار كننده است .
240
الورع مجلّ پارسائى بزرگ كننده است
241
المحسن معان نيكوكار يارى شده است .
242
المسيئ بهتان بدكار بر باطل است .
243
المكور شيطان بسيار فريب دهنده شيطان است
244
ألتّأنّى حزم با مدارا كار كردن دور انديشى است
245
الفرصة غنم دريافت وقت غنيمت است .
246
المعروف فضل نيكوكارى فضل و فزونى است
247
الكرم نبل كرم و احسان بزرگوارى است .
248
الغفلة ضلالة بيخبرى گمراهى است .
249
ألغرّة جهالة فريب خوردن نادانى است .
250
الأمل خسوّان اميد بسيار خيانتكار است
251
الجاهل حيران نادان سرگردان است .
252
الأمل يخدع آرزو فريبنده است .
253
البغى يصرع سركشى به خاك مى افكند .
254
ألدّنيا خسران جهان جاى زيان است .
255
الجور تبعات ستم نتيجههاى كردار شخص است