178
ألشّكر مفروض سپاسگزارى از خدا و خلق واجب است .
179
الفطنة هداية زيركى راه به مقصد بردن است
180
الغباوة غواية كودنى و گولى گمراهى است .
181
ألطّمع فقر طمع داشتن فقير بودن است .
182
الإشراك كفر شرك به خدا ورزيدن كفر است .
183
الحياء محرمة شرمگين بودن با حرمان و دورى زيستن است
184
ألزّلل مندمة لغزش از كار موجب پشيمانى است
185
ألزّهد ثروة ترك دنيا توانگرى است .
186
الهوى صبوة آرزو داشتن كودكانه است .
187
الحلم عشيرة بردبارى خويشاوند پيدا كردن است
188
ألسفّه جريرة نادانى و بى خردى گناه است
189
ألأمانيّ تخدع آرزوها مى فريبند .
190
الأجل يصرع اجل شخص را به خاك مى افكند
191
ألدّنيا تضرّ دنيا ( در هر صورت بر انسان ) زيان مى زند
192
الآخرة تسرّ آخرت خوشنود مى گرداند .
193
الأمل يغرّ آرزو فريب مىدهد .
194
العيش يمرّ روزگار مى گذرد .
195
ألرّحيل وشيك هنگام كوچيدن ( از جهان ) نزديك است
196
العلم ينجيك دانش تو را مى رهاند .
197
الجهل يرديك نادانى تو را هلاك مى گرداند
198
الموت مريح مرگ رهاننده است .
199
ألبرىّ ( البرى ء ) صحيح لاغرى تندرستى است ( بى گناه تندرست است )
200
الأمر قريب مرگ و قيامت نزديك است .
201
المنافق مريب مرد دورو در شك اندازنده است .
202
ألتّأييد حزم مدد خواستن هشيارى است
203
الإحسان غنم نيكوئى با مردم كردن غنيمت است
204
العدل إنصاف داد دادن ميانهروى كردنست
205
القناعة عفاف قناعت داشتن پارسا بودنست
206
المستسلم موقّى تسليم شونده در پيش هر چيزى نگه داشته شده است .
207
المحترس ملقى تن پرور افكنده است
208
الأجل جنّة اجل هر كس برايش سپريست ( از بلاها )
209
ألتّوفيق رحمة موفقيّت در كارها رحمت خدا است
210
العلم جلالة دانشمندى بزرگوارى است
211
الجهالة ضلالة نادانى گمراهى است .
212
الفرص خلس فرصتها با نيرنگ بدست مى آيند
213
الفوت غصص فرصت را از دست دادن غصهّها است
214
الهيبة خيبة با شكوه بودن بى بهره ماندن است
215
ألصّدق مرفعة راستى سر بلندى دهنده است