تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠

178

ألشّكر مفروض سپاسگزارى از خدا و خلق واجب است .

179

الفطنة هداية زيركى راه به مقصد بردن است

180

الغباوة غواية كودنى و گولى گمراهى است .

181

ألطّمع فقر طمع داشتن فقير بودن است .

182

الإشراك كفر شرك به خدا ورزيدن كفر است .

183

الحياء محرمة شرمگين بودن با حرمان و دورى زيستن است

184

ألزّلل مندمة لغزش از كار موجب پشيمانى است

185

ألزّهد ثروة ترك دنيا توانگرى است .

186

الهوى صبوة آرزو داشتن كودكانه است .

187

الحلم عشيرة بردبارى خويشاوند پيدا كردن است

188

ألسفّه جريرة نادانى و بى خردى گناه است

189

ألأمانيّ تخدع آرزوها مى فريبند .

190

الأجل يصرع اجل شخص را به خاك مى افكند

191

ألدّنيا تضرّ دنيا ( در هر صورت بر انسان ) زيان مى زند

192

الآخرة تسرّ آخرت خوشنود مى گرداند .

193

الأمل يغرّ آرزو فريب مىدهد .

194

العيش يمرّ روزگار مى گذرد .

195

ألرّحيل وشيك هنگام كوچيدن ( از جهان ) نزديك است

196

العلم ينجيك دانش تو را مى رهاند .

197

الجهل يرديك نادانى تو را هلاك مى گرداند

198

الموت مريح مرگ رهاننده است .

199

ألبرىّ ( البرى ء ) صحيح لاغرى تندرستى است ( بى گناه تندرست است )

200

الأمر قريب مرگ و قيامت نزديك است .

201

المنافق مريب مرد دورو در شك اندازنده است .

202

ألتّأييد حزم مدد خواستن هشيارى است

203

الإحسان غنم نيكوئى با مردم كردن غنيمت است

204

العدل إنصاف داد دادن ميانه‌روى كردنست

205

القناعة عفاف قناعت داشتن پارسا بودنست

206

المستسلم موقّى تسليم شونده در پيش هر چيزى نگه داشته شده است .

207

المحترس ملقى تن پرور افكنده است

208

الأجل جنّة اجل هر كس برايش سپريست ( از بلاها )

209

ألتّوفيق رحمة موفقيّت در كارها رحمت خدا است

210

العلم جلالة دانشمندى بزرگوارى است

211

الجهالة ضلالة نادانى گمراهى است .

212

الفرص خلس فرصتها با نيرنگ بدست مى آيند

213

الفوت غصص فرصت را از دست دادن غصهّ‌ها است

214

الهيبة خيبة با شكوه بودن بى بهره ماندن است

215

ألصّدق مرفعة راستى سر بلندى دهنده است