تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
بى شرم و وقيح است .

510

أولى العلم بك ما لا يتقبّل العمل إلّا به : سزاوارترين دانش به تو دانشى است كه عملت جز بواسطهء آن قبول نگردد ( و آن دانش عبارت از معارف الهيهّ است كه سبب قبولى اعمال است ) .

511

أوجب العلم عليك ما أنت مسئول عن العمل به : واجب ترين علم بر تو علمى است كه مسئول عمل كردن به آن مى باشى ( و انسان بايد پيش از همه چيز بعلم دين و احكام بپردازد و آداب نماز و روزه و حجّ را تعليم گيرد پس از آن اگر خواست در علوم ديگر وارد شود ) .

512

ألزم العلم بك ما دلّك على صلاح دينك و أبان لك عن فساده : واجب ترين علم به تو علمى است كه راهنمائى كند تو را بر درستى دينت و آشكار گرداند براى تو خرابى دين را

513

أحمد العلم عاقبة ما زاد فى عملك فى العاجل و أزلفك فى الأجل : خوش عاقبت ترين علم علمى است كه در دنيا به عمل تو بيفزايد و در آخرت تو را نزديك گرداند ( يعنى باعث قرب منزلت شود )

514

أعجز النّاس امنهم لوقوع الحوادث و هجوم الأجل : ناتوان ترين مردم كسى است كه از وقوع حوادث و پيش آمدهاى سهمگين روزگار و يورش آوردن مرگ ايمن تر است ( و ابدا بفكر مردن يا تصادفات ناگهانى نيست ) .

515

أفضل النّاس عقلا أحسنهم تقديرا لمعاشه و أشدّهم اهتماما بإصلاح معاده : برترين مردم از جهت عقل مردى است كه امور زندگيش را بهتر بتواند اندازه گيرد و در اصلاح امر آخرتش بيشتر اهتمام ورزد

516

أحزم النّاس رأيا من أنجز وعده و لم يؤخّر عمل يومه لغده : دورانديش ترين مردم مرديست كه بوعده‌اش وفا كند و كار امروزش را بفردا نيفكند ( در امر امروز دنيا كار فرداى آخرتش را اداره كند ) .

517

أفقر النّاس من قتّر على نفسه مع الغنى و السّعة و خلفّه لغيره : ندارترين مردم مردى است كه در حال وسعت و توانگرى بر خودش تنگ گيرد و ثروتش را براى وارثش گذارد .

518

أحمق النّاس من أنكر على غيره رذيلة و هو مقيم عليها : أبله‌ترين مردم مردى است كه كار زشتى را بر ديگرى زشت شمارد و خودش بر آن كار پافشارى كند .