و زنى سازگارش بخشوده باشد .
470
أشدّ النّاس عمى من عمى عن جبّنا و فضلنا و ناصبنا العداوة بلا ذنب سبق منّا إليه إلّا إنّا دعوناه إلى الحقّ و دعاه سوانا إلى الفتنة و الدّنيا فاثرها و نصب العداوة لنا : سخت ترين مردم در كور باطنى كسى است كه از فضل و دوستى ما اهل بيت رسول اللّه ( ص ) كور باشد و كين و دشمنى با ما را آشكار كرده بدون گناهى كه از ما بوى رسيده باشد جز اين كه ما او را بسوى حقّ خواندهايم و لكن ديگرى او را به طرف دنيا و فتنه خوانده است آن گاه او پيرو دعوت ديگرى بوده و دشمنى با ما را بر پا داشته است
471
أسعد النّاس من عرف فضلنا و تقرّب الى اللّه بنا و أخلص حبّنا و عمل بما إليه ندبنا و انتهى عمّا عنه نهينا فذاك منّا و هو فى دار المقامة معنا : خوشبخت ترين مردم مردى است كه فضل و فزونى ما را بر ديگران بشناسد و بوسيلهء ما به خداوند تعالى تقرّب جويد محبّتش را براى ما اهل بيت رسول اللّه ( ص ) خالص كرده بدانچه سنّت و طريقهء ما به او دستور مىدهد عمل كند و از آنچه كه نهى ما نهيش مىكند كناره گيرد چنين كسى از ما است و در سراى مقام و كرامت با ما است .
472
أحسن الأداب ما كفّك عن المحارم : بهترين ادبها و دانشها ادبى است كه تو را از حرامها نگه دارد .
473
أحسن الأخلاق ما حملك على المكارم : بهترين خوها خوئى است كه تو را بسوى نيكيها و بزرگواريها بكشاند .
474
أبلغ الشّكوى ما نطق به ظاهر البلوى : رساترين شكايت آنست كه ظاهر بلايا و گرفتاريها حاكى از آن باشد ( و نيازى ببيان كردن نداشته باشد ) .
475
أفضل النّجوى ما كان على الدّين و التّقى و أسفر عن اتّباع الهدى : و مخالفة الهوى : برترين راز گفتن آنست كه پايهاش بر دين و تقوا بوده و بيان كننده از پيروى هدايت باشد ( نه براى نقشه كشيدن و گمراه كردن و غيبت نمودن از مردم و مخالفت با هوى و خواهش
476
أصدق المقال ما نطق به لسان الحال راست ترين سخن آنست كه زبان حال به آن گويا باشد
477
أحسن المقال ما صدقّه حسن الفعال بهترين گفتار آنست كه خوبى كار و رفتار انسان تصديق كنندهء آن باشد .