278
أصلح النّاس اصلحهم للنّاس : شايستهترين مردم كسى است كه بيشتر دنبال سر و سامان دادن كار مردم باشد .
279
أحكم النّاس من فرّ من جهّال النّاس دانشورترين مردم كسى است كه از مردمان نادان بگريزد
280
أصل المروءة الحياء و ثمرتها العفّة : ريشهء جوانمردى حيا و ميوهء آن پاكدامنى است ( چون اغلب كارهائى كه دامان بشر را آلوده مىكند روى اصل همين خيره چشمى و بى شرمى در برابر قوانين الهى است )
281
أشرف المروءة ملك الغضب و إماتة الشّهوة برترين جوانمردى زمام خشم را بدست گرفتن و شهوت را كشتن است .
282
أفضل النّاس من تنزّهت نفسه و زهد عن غنيته : افزونترين مردم كسى است كه نفسش پاكيزه باشد و زهد بورزد از روى بى نيازى
283
أفضل النّاس من كظم غيظه و حلم عن قدرة : برترين مردم كسى است كه خشمش را فرو خورد و به حال توانائى بردبارى كند
284
أفضل الحكمة معرفة الإنسان نفسه و وقوفه عند قدره : بالاترين حكمت آنست كه انسان خودش را بشناسد و از اندازهء خود تجاوز نكند .
285
أفضل معروف اللّئيم منع أذاه : بالاترين كار نيك ناكس آنست كه دست از آزار مردم بدارد .
286
أقبح أفعال الكريم منع عطاه : زشت ترين كار كريم آنست كه عطايش را از مردم باز گيرد
287
أحسن العلم ما كان مع العمل : بهترين دانش آنست كه مقرون به عمل باشد .
288
أحسن الصّمت ما كان عن الزّلل : بهترين خاموشى آنست كه از لغزش باشد ( يعنى آنكه زبان خود را از گفتن و باز گو كردن لغزشهاى مردم باز دارد . يا آنكه زبان باز داشته و خاموش گردد از گفتارهائى كه باعث لغزش مى گردند . و شايد شاعر شيرين سخن پارسى سعدى شيرازى همين معنى را بنظم در آورده باشد .
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
.
289
أفضل عدّة الصّبر على الشّدّة : برترين ذخيره بگاه سختى شكيب ورزيدن است .
290
أفضل النّاس منّة من بدء بالمودّة : برترين مردم در منّت گذارى