خوش روش ترين پادشاهان پادشاهى است كه هماى عدلش بر سر همگان سايه گسترد .
234
أولى النّاس بالعفو أقدرهم على العقوبة سزاوارترين مردم بگذشت از گناه كسى است كه بيشتر بر كشيدن كيفر توانا است .
235
أبصر النّاس من أبصر عيوبه و أقلع عن ذنوبه : بينا ترين مردم كسى است كه عيوبش را خود بيند و باز ايستد از گناهان خويش .
236
أولى النّاس بالنّوال أغناهم عن السّؤال سزاوارترين مردم ببخشش بى نيازترين ايشان از سؤال كردن است .
237
أفضل النّوال ما حصل قبل السّؤال : افزونترين بخشش آنست كه پيش از در خواست باشد .
238
أولى النّاس بالرّحمة أحوجهم إليها : سزاوارترين مردم به مهر و محبّت نيازمندترين ايشان به آن است . [ المحتاج إليها : نيازمند به آن است ]
239
أفضل الأعمال ما أكرهت النّفوس عليها : بالاترين كارها كارى است كه وا داشته شوند نفسها بر آن ( يعنى كه بر خلاف ميل و براى رضاى خدا باشد )
240
أحقّ النّاس بالإسعاف طالب العفو : سزاوارترين مردم بروا كردن حاجت حاجت كسى است كه طالب عفو و گذشت است .
241
أبعد النّاس عن الصّلاح المستهتر باللّهو : دورترين مردم از صلاح و درستى كسى است كه بيشتر بلهو و بازيچه روى آرنده و حريص است .
242
أحقّ من بررت من لا يغفل برّك : سزاوارترين كس كه بايد با وى نيكى كنى كسى است كه نيكيت را ناديده نگيرد
243
أحقّ من شكرت من لا يمنع مزيدك : سزاوارترين كس كه بايد از وى تشكّر كنى كسى است كه افزايش را از تو دريغ نمى كند .
244
أحقّ من ذكرت من لا ينساك : سزاوارترين كس كه بايد بيادش باشى كسى است كه فراموشت نمى كند
245
أولى من أحببت من لا يقلاك : سزاوارترين كس كه بايد دوستش دارى كسى است كه تو را فروگذار نكند
246
أرضى النّاس من كانت أخلاقه رضيّة خوشنودترين مردم كسى است كه اخلاقش پسنديده باشد .
247
أعقل النّاس أبعدهم عن كلّ دنيّة : خردمند ترين مردم كسى است كه از همه زشتيها از آنان دور تر باشد .
248
أقوى النّاس من غلب هواه : تواناترين مردم