( شمردن و ديدن ) عيوب ديگران مشغولش كند .
265
أفضل النّاس من جاهد هواه : برترين مردم كسى است كه با هواى نفسش بستيزد
266
أحزم النّاس من استهان بأمر دنياه : دور انديش ترين مردم كسى است كه كار دنيايش را خوار و سبك گيرد .
267
أصل العقل الفكر و ثمرته السّلامة : ريشهء خردمندى انديشه در امور و ميوهء آن رستگارى از مكروهات است .
268
أصل الشرّه الطّمع و ثمرته الملامة : بنياد آزمندى بر طمع و ميوهء آن نكوهش است .
269
أصل العزم الحزم و ثمرته الظّفر : بنياد كار عزم ثابت روى دور انديشى و ميوهء آن پيروزى در امور است .
270
أولى النّاس بالحذر أسلمهم من الغير : سزاوارترين مردم به پرهيز كردن و ترسيدن آن كسى است كه از گردشهاى گوناگون گيتى بر كنارتر است .
271
أصل الورع تجنّب الأثام و التنّزهّ عن الحرام : بنياد پارسائى بر دورى گزيدن از گناهان و پاكيزگى از حرام است .
272
أصل السّلامة من الزّلل الفكر قبل الفعل و الرّويّة قبل الكلام : ريشهء رهائى از لغزشها انديشه در كار است پيش از كردار و انديشيدن پيش از گفتار .
273
أصل الزّهد اليقين و ثمرته السّعادة : ريشه زهد و دورى از دنيا روى يقين بر خدا است و ميوهء آن نيكبختى است .
274
أعظم النّاس سعادة اكثرهم زهادة : بزرگترين مردم از حيث نيكبختى كسى است كه از جهان بيشتر كناره گزيند ( و اين پنج كلمه در غرر الحكم نيست از معانى الأخبار نقل مىشود و آنها تا كلام 280 از اين قرار است )
275
أسعد النّاس من خالط كرام النّاس : نيك بخت ترين مردم كسى است كه با بزرگان از مردم آميزش كند .
276
أعقل النّاس أشدّهم مداراة للنّاس : خردمندترين مردم كسى است كه با مردم در مهر و نرمى استوارتر باشد .
277
أذلّ النّاس من أهان النّاس : خوارترين مردم كسى است كه مردم را بديده خوارى بنگرد .