با تو مصاحبت كنند همانطور با مردم همراهى و مصاحبت كن تا آنها از تو ايمن و تو از آنها ايمن باشى .
230
أنصف من نفسك قبل ان ينتصف منك فإنّ ذلك أجلّ لقدرك و أجدر برضا ربّك : انصاف را خودت پيش قدم باش پيش از آنيكه بخواهند آن را از تو زيرا كه اين كار پايهء جاه تو را بر كشندهتر و بخوشنودى پروردگارت سزاوارتر است
231
ابدء السّائل بالنّوال قبل السّؤال فإنّك إن أحوجته إلى سؤالك أخذت من حرّ وجهه أفضل ممّا أعطيته : در بارهء سائل پيش از سؤال و بخشش ابتدا كن زيرا كه اگر او را به خواهش و سؤال وادارى بيش از آنچه كه به او مى بخشى از آبرويش مى ستانى ( و آن وقت صفت سخاوت در تو صدق نمى كند ) .
232
أكرم ذوى رحمك و وقّر حليمهم و احلم عن سفيههم و تيسّر لمعسرهم فإنّهم لك نعم العدّة فى الشّدّة و الرّخاء : خويشانت را گرامى دار و بردبارشان را اكرام كن با نادانشان بردبار باش و با تنگدستشان آسان باش كه اين خويشاوندان بگاه آسايش و گرفتارى نكو پشتيبانانى هستند .
233
الق دواتك و أطل جلفة قلمك و فرّق سطورك و قرمط بين حروفك فإنّ ذلك أجدر بصباحة الخطّ : ( آن حضرت بعبد اللّه بن ابى رافع كاتبشان فرمودند ) دواتت را ليقه بگذار و پاكيزه ساز مركّب گير و نوك خامهات را دراز گير ميان سطرها را فاصله بگذار حروفت را بهم پيوسته و نزديك دار كه اين كار بزيبائى خطّ نزديك تر است
234
الزم الإخلاص فى السّرّ و العلانية و الخشية فى الغيب و الشّهادة و القصد فى الفقر و الغنى و العدل فى الرّضا و السّخط : اخلاص را در نهان و آشكارا خوف از خدا را در ظاهر و باطن اقتصاد و ميانه روى را در دارائى و ندارى عدل و دادگرى را به حال خشم و خوشنودى ملازم باش و به كار بند .
235
اخترء كلّشيء جديده و من الأخوان أقدمهم از هر چيز نوش را بگزين لكن از برادران دينى ديرين ترين را اختيار كن .
236
استشر أعدائك تعرف من رأيهم مقدار عداوتهم و مواضع مقاصدهم : دشمنانت را مشاور گير تا اندازهء دشمنيشان و مراكز منظورشان را از انديشهشان دريابى