تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
نور عقلك الحائلة بينك و بين دواعى طبعك و أعنى بالإدبار الادبار عن نفسك الأمّارة بالسّوء المصافحة بيد العتوّ : با پشت كردن بر نفس خود بدان روى كن ( و با مخالفت آن را پاكيزه ساز ) مقصودم اين است كه روى آورى بر نفسى كه برترى دارنده و روشنى گيرنده از نور عقل و خرد تو است كه آن نفس پرده‌ايست ميان تو و خواهشهاى طبع تو و باز مقصودم با پشت كردن پشت كردن از آن نفسى است كه همواره شخص را ببدى فرمان دهد و با دست طغيان و سركشى همدست و مصافحه كننده است .

209

أهجر اللّهو فإنّك لم تخلق عبثا فتلهو و لم تترك سدا فتلغو : از بازيچه و شوخى بدور باش كه تو بيهوده آفريده نشدى كه بازى كنى و سر خود رهايت نخواهند كرد تا هرزه‌گو باشى .

210

اجعل جدّك لاعداد الجواب ليوم المسألة و الحساب : براى پرسش روز حساب و تهيهّ جواب بكوشش و كار باش .

211

احبس لسانك قبل أن يطيل حبسك و يردى نفسك فلا شيء أولى به طول سجن من لسان يعدل عن الصّواب و يتسرّع إلى الجواب : زبانت را به بند دركش پيش از آنكه به بند افتادنت در دوزخ بدراز كشاند و نفست را به هلاكت رساند زيرا كه هيچ چيز براى زياد گرداندن زندان سزاوارتر نيست از زبانى كه از راه راست بدور و در كار پاسخ دادن شتابان است .

212

اجعل كلّ همّك و سعيك للخلاص من محلّ الشّقاء و العقاب و النّجاة من مقام البلاء و العذاب : تمام سعى و كوششت را به كار بند براى خلاصى از سراى بدبختى و گرفتارى و رستگارى از جايگاه بلا و رنج و شكنجه .

213

احفظ عمرك من التّضييع له فى غير العبادة و الطّاعات : چند روزه زندگيت را از تباهى در غير عبادت و اطاعت خدا نگهدارى كن .

214

امنع نفسك من الشّهوات تسلم من الأفات نفست را از خواهشها جلوگير باش از آفتها بر كنارى

215

امحض أخاك النّصيحة حسنة كانت أو قبيحة پند را با برادرت پاك و بيغش بگذار خواه زشت خواه زيبا ( خواه او را خوش آيد و يا بد آيد ) .

216

أكذب السّعاية و النّميمة باطلة كانت أو صحيحة : سخن چينى را دروغ پندار خواه نادرست