تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و هوسها ) از خود بخواهد .

2090

الكريم إذا احتاج إليك أعفاك و إذا احتجت إليه كفاك : جوانمرد اگر نيازمند تو شود واگذارت كند و اگر نيازمندش شوى بچاره سازيت برخيزد .

2091

أللّئيم إذا احتاج إليك أحفاك و اذا احتجت إليه عنّاك : ناجوانمرد اگر نيازمند تو شود بكوشد و سخت گيرد و اگر تو نيازمندش شوى آزارت دهد .

2092

ألمتعبّد به غير علم كحمار الطّاحونة يدور و لا يبرح من مكانه : عبادت كننده بدون دانش همچون خر آسيا است مى گردد و از جاى خود دور نمى شود .

2093

الكريم يعفو مع القدرة و يعدل فى الإمرة و يكفّ إسائته و يبذل إحسانه : جوانمرد به حال توانائى مى بخشد و در هنگام فرمان روائى بداد رفتار مىكند و باز مى دارد بدى خود را از مردم و نيكى اشرا به كار مى بندد .

2094

ألتّوبة ندم بالقلب و استغفار باللّسان و ترك بالجوارح و اضمار أن لا يعود بازگشت به خدا معنايش پشيمانى بدل و طلب آمرزش به زبان و واگذارى آن كار زشت است باندام و نيّت كردن است بباز نگشتن بسوى آن كار .

2095

الجود من غير خوف و لا رجاء مكافاة حقيقة الجود : بخششى كه بدون ترس و اميدوارى بپاداش باشد آن اضل بخشش است .

2096

إعطاء هذا المال فى حقوق اللّه دخل فى باب الجود : اين مال را در راه حقوق خدا صرف كردن در بخشش وارد شدن است .

2097

المؤمن اذا نظر اعتبر و اذا سكت تفكّر و اذا تكلّم ذكر و اذا أعطى شكر و اذا ابتلى صبر : مؤمن هرگاه نگاه كند پند گيرد و چون خاموش گردد بينديشد و چون سخن گويد به ياد خدا باشد و گاهى كه چيزى بوى داده شود سپاسگذارد و چون گرفتار شود شكيبا باشد .

2098

المؤمن اذا وعظ ازدجر و اذا حذّر حذر و اذا عبّر اعتبر و إذا ذكّر ذكر و اذا ظلم غفر : مؤمن چون اندرز داده شود باز ايستد و چون ترسانده شود كناره گيرد و چون پند داده شود
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 93 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي