پشيمان مىشود اگر پشيمان نشد البتهّ ديوانگيش سخت و استوار است .
2063
العقل منفعة و العلم مرفعة و الصّبر مدفعة : خرد سود و نفع و دانش بلنديست و شكيب ( بر گرفتارى ) راندن از خود است .
2064
ألدّنيا مصائب مفجعة و منايا موجعة و عبر مقطّعة : جهان گرفتاريهاى بفرياد آورنده و مرگ هاى دردناك و پندهاى جدا سازنده است
2065
الجزع عند المصيبة يزيدها و الصّبر عليها يبيدها : بيتابى بهنگام گرفتارى آن را بيفزايد و شكيبائى بر آن انرا نابود كند
2066
ألشّكر على النّعمة جزاء لماضيها و اجتلاب لاتيها : سپاسگزارى بر نعمت پاداش مر آنچه گذشته است از آن و كشيدن است مر آينده آن را
2067
ألتّجّح بالمعاصى أقبح من ركوبها : شادمانى بر گناهان از گناه كردن زشت تر است .
2068
القلب ينبوع الحكمة و الأذن مغيضها دل سر چشمهء حكمت و گوش مكان فرو رفتن آنست
2069
ألدّنيا شرك النّفوس و قرارة كلّ ضرّ و بؤس : جهان دام مردمان و جايگاه هر زيان و بينوائى است
2070
ألنّفوس طلقة لكنّ أيدى العقول تمسك أعنّتها عن النّحوس : نفوس مردم آزاد و رها است لكن دو دست خردها عنان و زمام آنها را گرفته و از بديها نگاهشان مى دارد .
2071
ألأيّام صحائف اجالكم فخلّدوها أحسن أعمالكم : روزگار دفتر چه سر رسيد عمرهاى شما است پس بهترين كاريهايتان را در آن درج و ثبت نمائيد .
2072
الآخرة دار مستقرّكم فجهّزوا إليها ما يبقى لكم : آخرت سراى آرامش شما است پس آنچه كه از براى شما ماندنى است بسوى آنجا بكشيد و ساز كنيد
2073
البكاء من خشية اللّه مفتاح الرّحمة : گريه از خوف خدا كليد باب رحمت و آمرزش است .
2074
العمل بالعلم من تمام النّعمة : دانش را كار بستن از تمامى نعمت است .
2075
ألدّنيا غرور حائل و سراب زائل و سناد مائل : جهان فريب دهندهء رنگارنگ و سرابى است زائل شونده و تكيهگاهى است متمايل بافتادگى .
2076
الجهل بالفضائل من أقبح الرّذائل به فضيلتها نادان بودن ( و دانشمندان را پاس احترام