تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

2035

ألصّديق من وقاك بنفسه و آثرك على ماله و ولده و عرسه : دوست كسى است كه تو را بنفس خود نگه دارد و تو را بر مال و اولاد و عيالش بگزيند

2036

العاقل من يملك نفسه و إذا غضب و إذا رغب و اذا رهب : خردمند كسى است كه بگاه خشم و بگاه روى آوردن و بگاه روى برگرداندن و ترسيدن نفسش را به بند دركشد و عنانش را بدست گيرد .

2037

البكاء من خشية اللّه ينير القلب و يعصم من معاودة الذّنب : گريه از ترس خدا دل را روشن كند و شخص را از بازگشت بگناه باز دارد .

2038

الأمل أبدا فى تكذيب و طول الحيوة للمرء تعذيب : آرزو هميشه شخص را بدروغ مى دارد و زندگانى دراز براى مرد عذاب و شكنجه است .

2039

أنس الأمن تذهبه وحشة الوحدة : آرامش امنيت را وحشت تنهائى آن را از بين مى برد

2040

و أنس الجماعة ينكدهّ وحشة المخافة : و آرامش جماعت را هول ترس تيره مى گرداند .

2041

الفرصة سريعة الفوت و بطيئة العود : فرصت و وقت بتندى مى رود و دير مى آيد .

2042

إتباع الإحسان بالإحسان من كمال الجود پى كردن بخشش به بخشش از كمال جوانمردى است

2043

ألزّهد أقلّ ما يوجد و أجلّ ما يعهد و يمدحه الكلّ و يتركه الجلّ : كوچكترين چيزى كه يافت مىشود و بزرگترين چيزى كه بدان تعهّد سپرده مىشود زهد است معذلك همگان انرا مى ستايند و بيشتر آن را وامى گذارند .

2044

ألصّبر على الفقر مع العزّ أجمل من الغنى مع الذّلّ صبر بر فقر به حال عزّت زيباتر از توانگرى با خوارى است .

2045

ألسّرور يبسط النّفس و يثير النّشاط : شادى نفس را باز و منبسط مى سازد و خوشى مى بخشد .

2046

ألغمّ يقبض النّفس و يطوى الانبساط : اندوه نفس را بهم در مى كشد و شادى را بهم در مى نوردد

2047

ألتّلطّف فى الحيلة أجدى من الوسيلة : تدبيرهاى نيكو براى كارها جستن سودمندتر است از دستاويز

2048

الحازم من تخيّر لخلتّه فإنّ المرء يوزن بخليله دورانديش كسى است كه دوست نيك را بگزيند زيرا كه مرد بدوستش سنجيده مىشود .

2049

ألدّنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع و النّوائب : جهان پر از گرفتاريها و دردها و پيش آمدها را ناگهان بر انسان آورنده است