تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

نادانى كه در نادانيها اشتباه فراوان دارد ، مانند بادى كه گياه خشكيده را پراكنده مىكند ، روايات را به باد مىدهد . چيزى را كه انكار كرده گمان علم به آن نمى برد و باور نمى كند كه غير از رأى او عقيدهء ديگرى وجود داشته باشد . اگر امرى بر او تاريك باشد از آنجا كه خود را نادان مىداند آن را مى پوشاند . بر اثر قضاوت هاى ستمگرانهء او خونها نعره مى كشند و ميراثها فرياد مى كنند . به خدا شكايت مى كنم از گروهى كه در سايهء جهالت زندگى مى كنند و بر گمراهى مى ميرند ، در ميان آنان متاعى بى ارزش تر از كتاب خدا - آن گاه كه به درستى خوانده شود - وجود ندارد ، و كالائى رايج تر و گرانبهاتر از آن ، هنگامى كه تحريف شود نيست . نزد آنان چيزى زشت تر از معروف و نيكوتر از منكر نمى باشد .

به رأى خود قضاوت مىكند

به سخن ديگرى از امام « ع » در همين زمينه توجه كنيد : مسأله‌اى در بارهء حكمى از احكام دين به يكى از آنان عرضه مىشود ، او
هامش
( 1 ) - نعرهء خونها و فرياد ميراثها ، براى شدت ظلم و ستم مثال آورده شده است .