كارهاى تو آن گونه نظر مى كنند كه تو در كارهاى حكمرانان پيش از خودت نظر مى كنى و در بارهء تو چيزى را مى گويند كه تو در بارهء آنان ميگوئى . به سبب آنچه خداوند به زبان بندگانش جارى مىكند مى توان شايستگان را شناخت ، پس بايد بهترين اندوختههاى تو عمل شايسته باشد . بنا بر اين برخواستهء خود مسلط باش و از آنچه براى تو حلال نيست بر خود بخيل باش ، زيرا بخل به نفس آنست كه در آنچه دوست دارى يا كراهت دارى از خود انصاف دهى و مهربانى و محبت و خوشرفتارى با رعيت را در دل خود جايگزين كن و نسبت به آنان درندهء وحشى مباش كه خوردنشان را غنيمت بدانى ، زيرا آنان دو دستهاند : يا برادر دينى تو هستند يا در خلقت مانند تو مى باشند و اگر در گذشته از آنان لغزشى صادر شده و عوامل گناه به آنان روى آورده و عمدا يا از روى خطا مرتكب گناه شدهاند ، پس همانطور كه دوست دارى خدا عفو و گذشت خود را به تو عطا كند تو نيز آنان را از عفو و بخشش خود برخوردار كن ، زيرا تو از آنان برترى و كسى كه ترا به حكمرانى فرستاده از تو برتر است و خداوند از كسى كه ترا حاكم قرار داده برتر است و هرگز از عفو و بخشش پشيمان مباش و به كيفر شادى مكن و به خشمى كه راه فرار از آن دارى شتاب منما .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٠
هامش
( 1 ) - يعنى نسبت به خود بخل داشته باش و در آنچه دوست دارى نفس خويش را آزاد مگذار ، چنان كه اگر در مورد حق از چيزى كراهت دارى آن را بر خود تحميل كن .