نمى كنيد . شهرهاى شما را تصرف مى كنند و شما خشمگين نمى شويد . دشمن به خواب نمى رود و شما در غفلت و فراموشى هستيد . به خدا قسم كسانى كه دست از يارى يكديگر بردارند شكست خوردهاند سوگند به خدا گمان مى كنم اگر جنگ شدت يابد و آتش مرگ شعلهور گردد شما مانند جدا شدن سر از بدن ، از پسر ابو طالب جدا خواهيد شد . به خدا قسم كسى كه دشمن را بر خودش مسلط كند تا گوشتش را از استخوان جدا كند و استخوانش را درهم بشكند و پوستش را بشكافد ، چنين كسى ناتوان و قلبش ضعيف است . اى شنونده اگر مى خواهى تو نيز چنين باش . اما من به خدا قسم پيش از آنكه اين موقعيت را به دشمن بدهم چنان با شمشيرهاى مشرفى به او مى زنم كه ريزه استخوانهاى سرش بپرد ، آن گاه خدا هر چه خواست انجام مىدهد
بقاى حكومت
قسمتى از خطبهاى است كه امام « ع » آن را در صفين ايراد كرده است :
هامش
( 1 ) - ممكن است اين جمله خطاب به هر كسى باشد كه دشمن را بر خود مسلط مىكند . بعضى مى گويند طرف خطاب ، اشعث بن قيس است ، او هنگامى كه به على « ع » گفت : « چرا كار عثمان را نكردى » امام « ع » با اين جمله به او پاسخ گفت .