تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
تا با شما و برادران مسلمانم مشورت نمايم ، اگر چنين بود از شما و ديگران روى گردان نبودم . اما مسئلهء برابرى كه يادآورى كرديد ، مسأله‌اى است كه من به رأى خود و از روى هوس در بارهء آن حكم نكردم ، بلكه من و شما آنچه را پيامبر خدا « ص » آورده و از آن فارغ شده بدست آورديم . بنا بر اين من در آنچه خداوند از تقسيم آن فارغ گرديده به شما نيازمند نبودم . خداوند دلهاى ما و شما را بسوى حق گرايش دهد و به ما و شما صبر عطا فرمايد . خدا رحمت كند مردى را كه حقى ببيند و به آن كمك نمايد يا ستمى ببيند و از آن جلوگيرى كند و به زيان ستمگر مددكار ستمديده باشد

بسوى اصحاب جمل

نامه‌اى است كه على « ع » پيش از واقعهء جمل به طلحه و زبير و عايشه نوشته است : اين نامه‌اى است از بندهء خدا على پيشواى مؤمنان به طلحه و زبير و عايشه ، سلام بر شما . پس از سپاس و درود ، اى طلحه و زبير شما خود مى دانيد كه من قصد بيعت نكردم تا آنكه به آن مجبور شدم و شما از افرادى بوديد كه بيعت مرا پذيرفتيد ، پس اگر از روى اطاعت بيعت كرده‌ايد ، بسوى خدا توبه نموده و از تصميمى كه داريد منصرف شويد و اگر با اكراه بيعت