خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خدا را در مورد خانوادهام يادآورتان مىگردم « 1 » .
- حديث ششم
: ترمذى با سند حسن و نيز حاكم از زيد بن ارقم نقل كردهاند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من در ميان شما چيزى باقى مىگذارم كه تا هنگامى كه بدان چنگ زده باشيد هيچگاه پس از من گمراه نخواهيد شد ، كتاب خدا و نزديكان از خانوادهام را و آن دو تا وقتى كه در كنار حوض بر من وارد گردند هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد . پس بنگريد كه در نبود من چگونه آن دو را پاس مىداريد « 2 » .
هامش
( 1 ) - حديث مذكور را سيوطى در اينجا به طور مختصر نقل كرده است و متن مفصل آنكه مسلم در باب فضائل على بن ابى طالب عليه السّلام از كتاب فضائل الصحابهء « الجامع الصحيح » به اسناد خويش از يزيد بن حيان نقل نموده به شرح ذيل است :
يزيد بن حيان گفته است من و حصين بن سمرة به اتفاق عمر بن مسلم نزد زيد بن ارقم بوديم در اين ملاقات حصين به دو گفت : اى زيد بن ارقم حقا كه بسيار سعادتمند هستى زيرا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را به چشم خويش ديدى ، سخنان آن حضرت را شنيده ، در ركاب وى جنگيده ، پشت سرش به نماز ايستادهاى ، پس قدرى از سخنان آن حضرت را براى ما بازگو نما . زيد در پاسخ وى گفت : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در كنار بركهاى كه ما بين مكه و مدينه بود و « خم » نام داشت به سخنرانى ايستاد و پس از ستايش خداوند و موعظه فرمود : " اما بعد الا يا ايها الناس فانما انا بشر و يوشك ان يأتى رسول ربى فاجيب و انا تارك فيكم الثقلين : اولهما كتاب الله فيه الهدى و النور فخذوا بكتاب الله و استمسكوا به و اهل بيتى اذكركم الله فى اهل بيتى ، اذكركم الله فى اهل بيتى ، اذكركم الله فى اهل بيتى . "
يعنى : اى مردم آگاه باشيد كه من هم بشرى هستم و گويا مىبايست پاسخگوى پيك پروردگارم باشم و من در ميان شما دو چيز گرانبها باقى مىگذارم نخست كتاب خدا كه در آن هدايت و نور است . پس كتاب خدا را فرا بگيريد و بدان چنگ زنيد ، آنگاه حضرت فرمود : و خانوادهام ، خدا را در مورد خانوادهام يادآورتان مىگردم ، خدا را در مورد خانوادهام يادآورتان ميگردم ، خدا را در مورد خانوادهام يادآورتان ميگردم . حديث مزبور به نحوى كه بيان شد در صحيح مسلم ج 4 ص 1873 ، مسند احمد بن حنبل ج 4 ص 467 - 466 ، كنز العمال متقى هندى ج 1 ص 159 - 158 مندرج است همچنين سيوطى نيز در الدر المنثور ج 6 ص 7 خلاصهء حديث مذكور را به نقل از مسلم ، ترمذى و نسايى آورده است . برخى از ديگر مصادر حديث مذكور شامل الاكليل ص 190 ، القول الفصل ج 1 ص 489 ، عين الميزان ص 12 و فتح البيان ج 7 ص 277 مىباشند .
( 2 ) - حديث مذكور را ترمذى در " الجامع الصحيح " باب مناقب اهل البيت عليهم السلام ج 2 ص 308 آورده و در پايان نقل آن گفته است كه حديث مزبور حسن و غريب است حاكم نيشابورى نيز در ص 109 ج 3 مستدرك الصحيحين حديث مذكور را چنين نقل كرده است : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از حجة الوداع بازگشت فرمود در غدير خم ( نام بركهاى ) فرود آمد و امر نمود سايبانهايى بپادارند و سپس فرمود : " كأنى قد دعيت فاجبت ، انى تارك فيكم الثقلين احدهما اكبر من الاخر ، كتاب الله و عترتى ، فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانهما لن يتفرقا حتى يردا عليّ الحوض " ثم قال صلّى اللّه عليه و آله : " ان الله عز و جل مولاى و انا مولى كل مؤمن " ثم اخذ بيد على عليه السّلام فقال صلّى اللّه عليه و آله : " من كنت مولاه فهذا وليه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه "