( 1 ) سپس ابو طالب مىافزايد كه : همه اينها را پدرم در كتاب مىخواند و مىفرمود : « انّ من صلبى لنبيا لوددت انّي ادركت ذلك الزّمان فآمنت به فمن ادركه من ولدى فليؤمن به » « 1 » .
در صلب من پيامبرى است آرزو دارم اى كاش زمان او را درك مىكردم و به او ايمان مىآوردم ، پس هر كس از فرزندان من او را درك كند بايد به او ايمان بياورد .
از دلائل ديگر بر ايمان ابو طالب اين است وقتى كه على ( عليه السلام ) خبر درگذشت ابو طالب را به پيامبر داد
« فتوجّع عظيما و حزن شديدا ثمّ قال له : امض فتولّ غسله . . . » .
به شدت ناراحت شد و سخت گريست و سپس به على ( عليه السلام ) دستور غسل و كفن و دفن صادر كرد از خداوند براى او طلب مغفرت نمود « 2 » و اگر نعوذ با لله ابو طالب كافر بود هرگز غسل و دفن و كفن او به على ( عليه السلام ) جايز نبود و پيامبر هم در حق وى طلب مغفرت نمىنمود .
و نيز در محضر امام سجاد ( عليه السلام ) سخن از ايمان ابو طالب به ميان آمد وى فرمود : در شگفتم كه چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند ، در صورتى كه هيچ زن مسلمانى نبايست بعد از اسلام آوردن در حبالهء شوهر كافر خود بماند ، و فاطمه بنت اسد ، از پيشقدمان در اسلام است و از آن زنانى است كه خيلى جلوتر به پيامبر ايمان آورد و همين زن مسلمان در نكاح ابو طالب بود كه وى به درود حيات گفت .
از امام باقر ( عليه السلام ) سؤال شد از اين كه بعضى از مردم مىگويند ابو طالب در وسط آتش است ؟ فرمود :
« لو وضع إيمان ابى طالب في كفّة ميزان و إيمان هذا الخلق في كفّة الأخرى لرجح ايمانه »
« 3 » : هر گاه ايمان ابو طالب در يك كفه ترازو
هامش
« 1 » فقيه حلبى ابراهيم بن على بن محمد دينورى در كتاب خود « نهاية الطلب و غاية السؤال في مناقب آل الرسول » اين مطلب را نقل كرده است ( طرائف ، ج 1 ، ص 302 - 303 ) .
« 2 » ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 76 .
« 3 » همان مدرك ، ص 68 .