هيچ چيز مترس ، و بشارت ده ، و چشمانى را روشن ساز ، مرا به آئين خود خواندى و مىدانم تو نصيحتكننده من هستى ، و در دعوت خود امين و درستكارى ، حقا كه دين « محمد » از بهترين دينهاست .
او تؤمنوا بكتاب منزل عجب
على نبىّ كموسى او كذى النّون « 1 » .
با اين كه ايمان به قرآن سراپا شگفتى بياوريد كه بر پيامبرى مانند موسى و يونس نازل گرديده است .
لقد اكرم الله النّبىّ محمّدا
فاكرم خلق الله في النّاس احمد
و شقّ له من اسمه ليجلَّه
فذو العرش محمود و هذا محمّد « 2 » .
خداوند محمد پيامبر را گرامى داشت ، پس گرامىترين بندگان خدا در ميان مردم « احمد » است براى اين كه او را با جلالت نمايد نام او را از نام خود مشتق ساخته پس صاحب عرش « محمود » است و اين « محمد » است .
و از همه صريحتر بر ايمان جناب ابو طالب بيت زير است كه مىفرمايد :
يا شاهد الله علىّ فاشهد
انّى على دين النّبىّ احمد
من ضلّ في الدّين فانّي مهتد « 3 » .
اى شاهد خدا ، شاد باش كه من بر دين پيغمبر خدا احمد ( محمد ) هستم ، هر كس از آن خارج است ، باشد من به وسيله او هدايت شدم .
هر يك از اين قطعات قسمت كوچكى از قصائد مفصل و سراپا ادب و نغز ابو طالب است كه ما به عنوان نمونه ، برجسته ترين آنها را كه به طور صريح ايمان او را به دين برادرزاده اش مىرساند ، انتخاب نموديم .
خلاصه سخن : هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آنها
هامش
« 1 » شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 74 .
« 2 » شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 78 - ديوان ابو طالب ، ص 75 .
« 3 » شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 78 - ديوان ابو طالب ، ص 75 .