خلاصه اين كه : اگر ابو طالب و پسرش ( على ( عليه السلام ) نبودند دين اسلام تشخص و قوامى نداشت .
ابو طالب در مكه آن حضرت را يافت و حمايت نمود و على ( عليه السلام ) در مدينه از او حمايت نمود ابو طالب به امر پدر عبد المطلب كفالت زندگى آن حضرت را به عهده گرفت و ادامه داد و على ( عليه السلام ) همان خدمات را تكميل نمود تأسفى ندارد كه ابو طالب به قضاى الهى در گذشت زيرا بوى خوش خود ، على ( عليه السلام ) را به يادگار گذرد ، براى رضاى خدا ابو طالب خدمت به دين خدا كرد و على ( عليه السلام ) به آن خدمات پايان داد تا به اوج اعلا رسيد .
كوتاه سخن اين كه : اگر علماى اهل تسنن نيز كمى انصاف به خرج بدهند ايمان ابو طالب آن هم در سطح بسيار بالا ، ثابت و مسلم است ولى برخى از اهل غرض و عناد نظر به يك روايت ضعيف و مجعول معروف به حديث « ضحضاح » گفتهاند كه : ابو طالب پدر امير المؤمنين و عموى بزرگوار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلَّم ايمان نياورده از دنيا رفته است ، اگر اين افراد اهل غرض و عناد نبودند ، مسلما از ميان آن همه روايات به يك روايت جعلى استناد نمىكردند و شيخ بطحا مؤمن قريش بزرگ حامى پيامبر را به بىايمانى متهم نمىساختند .
محققان در راويان اين حديث بررسى و تحقيقات عميق و وسيعى انجام دادهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه راويان حديث مزبور مورد اعتماد نيستند ، برخى از اين روات از نظر علماى اهل سنت ، كذّاب و بعضى ديگر مجهول و بعضى از آنها با على ( عليه السلام ) و اولاد او خصومت داشتهاند جاعل و ناقل حديث هم يك نفر فاسق و فاجر و دشمن سرسخت اهل بيت « مغيرة بن شعبه » بوده است در اين باره مراجعه شود به كتابهاى :
1 - ابو طالب مؤمن قريش ، تأليف عبد الله خنيزى .
2 - اسنى المطالب في نجاة ابي طالب ، سيد احمد زينى دحلان .
3 - شيخ الأبطح او ابو طالب ، سيد محمد علي آل شرف الدين .
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٤٦٠