تمنّيتم ان تقتلوه و انّما
امانيّكم هذى كأحلام نائم
نبىّ اتاه الوحى من عند ربّه
و من قال : لا يقرع بها سنّ نادم « 1 »
سران قريش ! تصور كردهاند ، كه مىتوانيد بر او دست بيابيد ، در صورتى كه آرزوئى را كه در سر مىپرورانيد ، كمتر از خوابهاى آشفته نيست ! . . . او پيامبر است وحى از ناحيه خدا بر او نازل مىگردد و كسى كه بگويد نه ، انگشت پشيمانى به دندان خواهد گرفت .
الم تعلموا انّا وجدنا محمّدا
رسولا كموسى خطَّ في اوّل الكتب
و انّ عليه في العباد محبّة
و لا حيف فيمن خصّه الله بالحبّ « 2 »
قريش آيا نمىدانيد كه ما او ( محمد ) را مانند موسى پيامبر مىدانيم و نام و نشان او در كتابهاى آسمانى قيد گرديده است و بندگان خدا محبت مخصوصى به وى دارند و نبايد در باره كسى كه خدا محبت او را در دلها به وديعت گذارده تأسف خورد . و در اشعارى خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلَّم مىگويد : ( 1 )
و الله لن يصلوا اليك بجمعهم
حتّى اوسد في التراب دفينا
فاصدع بامرك ما عليك غضاضة
و ابشر بذاك و قر منك عيونا
و دعوتنى و علمت انّك ناصحى
و لقد دعوت و كنت ثمّ امينا
و لقد علمت انّ دين محمّد
من خير اديان البريّة دينا « 3 » .
اى برادرزادهام ، هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت و تا آن روزى كه در زير خاك دفن شوم ، دست از يارى تو بر نخواهم داشت به آنچه مأمورى آشكار كن از
هامش
« 1 » حاكم ، مستدرك ، ج 2 ، ص 623 .
« 2 » شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 72 - سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 373 - بلوغ الأدب ، ج 1 ، ص 325 - تاريخ ابن كثير ، ج 3 ، ص 87 .
« 3 » بغدادى ، خزانة الأدب ج 1 ، ص 261 - تاريخ ابن كثير ، ج 3 ، ص 42 - ديوان ابو طالب ص 12 .