به جانم قسم به قدرى به خاطر وجود احمد ( محمد ) در وجد و سرورم كه وجد و سرور را به زحمت انداختهام زيرا او را به قدرى دوست مىدارم مانند دوستى كه دوست خود را بغل كرده باشد و جان خود را نثار او كنم و حمايت از او بنمايم و با تمام وجود دفاع از او كنم و خداوند او را پاينده بدارد كه زينت اهل دنياست و نقمت دشمنان و جمال هر گوى و محفل است و آفريدگار جهان او را با توقيعات خود تأييد و يارى نمود و ظاهر كرد دين حقى را كه باطل در آن راه نداشت .
از ديگر قصايد مهم آن حضرت كه دلالت بر ايمان او دارد قصيده ميمية او است از جمله ابيات آن قصيده اين چند بيت است :
يرجون منّا خطَّة دون نيلها
ضراب و طعن بالوشيج المقوّم
يرجون ان نسخى بقتل محمّد
و لم تختصب سمر العوالى من الدّم
كذبتم و بيت الله حتّى تفلَّقوا
جماجم تلقى بالحطيم و زمزم . .
و ظلم نبىّ جاء يدعوا الى الهدى
و امر اتى من عند ذى العرش قيّم « 1 »
اميدوارند كه ما بر ضد دين اسلام قيام نموده و شمشير بكشيم و محمد صلى الله عليه و آله و سلَّم را بكشيم و دين را نسخ كنيم و خود را در ركاب او به خون آلوده نكنيم دروغ مىگوئيد به خداى كعبه ما از محمد صلى الله عليه و آله و سلَّم دست بردار نيستيم تا حطيم و زمزم پر از قطعات اجساد كشتگان گردد . . . و ظلم بر پيغمبرى كه برانگيخته شده به منظور هدايت و كتابى كه از طرف خالق عرش نازل گرديده ، غلط است .
ليعلم خيار النّاس انّ محمّدا
وزير لموسى المسيح ابن مريم
اتانا بهدى مثل ما اتيا به
فكلّ بامر الله يهدى و يعصم
اشخاص شريف و فهميده بدانند كه محمد بسان موسى و مسيح پيامبر است ، همان نور آسمانى را كه آن دو نفر در اختيار داشتند ، او نيز دارد و تمام پيامبران به فرمان خداوند ، مردم را راهنمائى و از گناه باز مىدارند .
هامش
« 1 » شرح نهج البلاغه ، ابن الحديد ، ج 14 ، ص 71 .