تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
" هشام " : اگر اراده مناظره واحتجاج داشته باشى از من ساخته است وبراي آن آماده أم . " بريهه " : منظورم مناظره است مىخواهم پرسش كنم كه پيغمبر شما از نظر قرابت نسبى با مسيح چه نسبتي دارد ؟ " هشام " : پيغمبر ما پسر عموى جده مادرى مسيح است زيرا كه مسيح از طرف مادر از فرزندان اسحق است وپيغمبر ما از فرزندان إسماعيل مىباشد . " بريهه " : مسيح را چگونه به پدرش نسبت مىدهى ؟ پدرش كيست وچگونه از پدر متولد شده است ؟ " هشام " : مىخواهى نسبت عيسى را از طرف پدر بعقيده شما بيان كنم يا بعقيده خودمان ؟ " بريهه " : مىخواهيم به اعتقاد ما نسبت أو را بيان كنى . ( گمان كرده بود كه در صورتي كه مطابق اعتقاد نصرانيان نسبت عيسى را بيان كند در مناظره بر هشام غالب شود ) . " هشام " : نصرانيان مىگويند مسيح قديم واز خداى قديم متولد شده است . آيا كدام يك از آن دو قديم پدر وكدام يك پسر است ؟ " بريهه " : آنكه به زمين فرود آمده پسر است وفرستاده ورسول پدر مىباشد . " هشام " : چون پدر آفريننده است محكم تر وتواناتر خواهد بود . " بريهه " : پدر وپسر در اين صفت متساوي مىباشند يعنى آفرينش بطور تساوى به هر دو مستند مىباشد . " هشام " : اگر مساوى هستند چرا پدر مانند پسر به زمين نيامده ؟ وچرا در صفت رسالت مانند خالقيت مشترك نيستند ؟ " بريهه " : شركت در اين زمينه معنى ندارد زيرا پدر وپسر متحد ويكى مىباشند ، فقط نام آنان مختلف است . " هشام " : معقول نيست كه فقط نام آنان مختلف باشد ، زيرا اختلاف نام دليل مغايرت آنان خواهد بود ، ودر صورتي كه در قدم وخالقيت والوهيت وساير أمور متحد باشند در نام هم متحد خواهند بود .