تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
هشام : نصرانيان رئيس روحانيى داشتند بنام " بريهه " ( 1 ) كه هفتاد سال از عمرش گذشته ودر دوران زندگانى خود در جستجوى حق ودين اسلام بود ، مىخواست كسى را پيدا كند كه از كتب اسلام اطلاع داشته مسيح را هم خوب بشناسد وبا چنين كسى در موضوع دين اسلام وديانت مسيح مناظره وگفتگو كند ، وجمعيت مسيحيها به وجودش افتخار ومباهات مىكردند ومىگفتند اگر در ديانت عيسى كسى نباشد جز بريهه همو براي ما كافى است ، وزنى هم خدمتگذارش بود كه از دير زماني با أو زندگى مىكرد وبريهه سرا به أو هم سستى پايه ديانت نصرانيت را گوشزد كرده وآن زن هم بعقيده واخلاق بريهه واقف بود . " بريهه " دائما مشغول تحقيق وفحص از دانشمندان اسلامى بود وبا هر فرقه‌اى از فرق مسلمين تماس حاصل مىنمود واز عقايدشان اطلاعاتى بدست مىآورد ، لكن به مطلوب خويش نايل نمىشد ، تا آنكه أوصاف فرقه شيعه را شنيد و " هشام بن - الحكم " را براي أو معرفى كردند . روزى " هشام " در دكان خود كه در باب كرخ بغداد واقع بود نشسته وجمعى هم نزد هشام براي آموختن قرآن اشتغال به قرائت كلام خدا داشتند ، ناگهان بريهه با گروهى از عيسويان در حدود صد نفر از روحاني وغير روحاني با لباسهاى مخصوص نصرانيت به دكان هشام آمدند . براي بريهه صندلى گذاشتند روى آن نشست وبقيه در أطراف وى به عصاهاى خود تكيه كرده ايستادند . " بريهه " به هشام گفت : با همه دانشمندان ومتكلمان جهان اسلام مناظره نموده أم ، نزد آنان چيزى كه منظورم را تأمين نمايد نيافته‌ام ، اينكه آمده أم كه با تو راجع به اسلام مناظره كنم . " هشام " با قيافه خندان گفت : اگر انتظار دارى كه آيات وكرامات مسيح را در من مشاهده كنى اين انتظارت بىجاست ، زيرا كه من نه داراى مقام مسيحم ونه مقام ومرتبه‌ام نزديك به اوست ، مسيح روح پاكيزه والا مقام ورياضت كش بود ، وجودش از رازهاى آفرينش است ، وبا آيات ونشانهاى بارز قدرت حق ظهور كرده بود . " بريهه " از گفتار هشام وتوصيف مسيح در شگفتى فرو رفت .
هامش
( 1 ) " بريهه " مصغر إبراهيم است .