تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
نهى كرد . مخالفين نتوانسته‌اند تصور كنند كه ممكن است امرى نظر به مصالحى در خود امر از قبيل مصلحت آزمايش ، به چيزى تعلق گيرد ودر خود آن چيز مصلحتى نباشد وپس از حصول نتيجة يعنى آزمايش ، نهى بدان چيزى كه مورد امر واقع شده است تعلق گيرد واين نهى بعد از امر ، از نظر پشيمانى وندامت يا مكشوف شدن زيان وضرر براي خدا نباشد واگر موضوع را با أصول مقرره شيعه بسنجند مطلب براي آنان روشن مىشود خلاصه مراد از بدا در مورد مذكور همان معنى است كه گاهى آقائى براي فهماندن حس انقياد خدمتگزار خود به ديگران وى را به كار دشوارى امر نمايد وپس از شروع خدمتگزار در مقدمات آن كار ، آقا أو را از آن كار باز دارد وداستان ذبح إسماعيل از اين قبيل است كه خداوند به منظور اعلام مقام رضا وتسليم إبراهيم خليل وى را در خواب به ذبح فرزند عزيزش إسماعيل مأمور فرمود وچون أو وفرزندش هر دو تسليم امر پروردگار شدند وآثار رضا از آنان آشكار گرديد ودر انجام مقدمات شتاب كردند خداوند از ذبح إسماعيل منع كرد وپدر وپسر را ثنا گفت واجر ايشان را افزون گرداند . وبالجملة از أول ذبح إسماعيل منظور ومقصود نبوده وفقط مقدمات ذبح مطلوب ومنظور بوده است واين مطلب را پروردگار از باب آزمايش از إبراهيم پنهان داشت ، وبه جمله ( قد صدقت الرؤيا ) اعلام فرمود . والبتة در اين زمينه سخن بسيار است لكن چون خارج از حوصله اين كتاب است به همين اندازه اكتفا مىكنيم لكن اين قسمت را ناگفته نگذاريم كه اين مثالي كه بيان كرديم در تشريعيات بود . تكوينيات هم چنين است مانند زياد شدن أيام زندگانى وتأخير مرگها بواسطة صدقه وصله رحم وسعادت وشقاوت وعاقبت بخير شدن وعاقبت بشر شدن كه ممكن است اين أمور از نظر وجود شرايط براي بعضي از أوليا مخفى بوده واز آنها بي خبر باشند سپس با تحقق شرط بدا حاصل شود يعنى بعد از خفا ظهور يابد وبعد از نهان بودن آشكار شود . و - به هشام بن الحكم نسبت داده اند كه عقيدة داشته به اينكه خداوند به حوادث آتيه علم ندارد وتالى فاسد اين عقيدة آنست كه علم خداوند حادث باشد وبراي