شخص بي ديني ، دليل بي ديني وانحراف شاگرد نمىشود چه گفتهاند " الحكمة ضالة
المؤمن يأخذها حيث وجدها " حكمت گمشده مؤمن است هر جا كه آن را بيابد فرا مىگيرد .
ه - يكى از انتقاداتى كه مخالفين بدان تكيه كرده اند قول به بدا است به توهم
اينكه تجويز بدا نسبت به خدا مستلزم تجويز خطا نسبت به ساحت قدس الهى است .
دفاع - قول به بدا نه تنها مستند به هشام است بلكه از عقايد شيعه اثنا عشريه
وبه گمان عامه ( 1 ) از امتيازات آنان است . وتجويز بدا مستلزم تجويز خطا بر خدا نيست .
چگونه ممكن است شيعه كه خطا را نسبت به پيغمبران وپيشوايان دين خود روا
نمىدارند نسبت به خدا روا دارند . واشتباه مخالفين از اينجا سر چشمه گرفته كه گمان
كرده اند بدا به معنى ظهور بعد الخفا ( آشكار شدن چيزى براي خدا بعد از نهان بودن
آن ) مىباشد واين معنى علاوة بر اينكه مستلزم تجويز خطا است ، مستلزم جهل
وناداني نيز مىباشد وخداى تعالى منزه از ناداني وخطا است . وشيعه بداى به اين
معنى را به خدا نسبت نمىدهد . بلكه بدائى را كه شيعه به خدا نسبت مىدهد ، به معنى
اظهار بعد الاخفاء ( آشكار ساختن بعد از پنهان كردن ) است . مثلا يكى از موارد بدا
آنست كه خدا به چيزى امر كند وقبل از وقوعش در وقتش نهى فرمايد چنان كه در داستان
ذبح إسماعيل خدا إبراهيم را مأمور به ذبح وى فرمود وقبل از وقوع ذبح ، أو را از آن
هامش
( 1 ) سر اينكه گفتيم به گمان عامه از امتيازات شيعه است اين است كه در حقيقت از خصايص
شيعه نيست بلكه أهل سنت هم با عدم توجه قائل به بدا هستند زيرا در روايات ايشان بيشتر از
روايات شيعه مطالبى ديده مىشود كه دلالت بر بدا دارد مثل روايت نفرين پيغمبر بر يهودي
وخبر دادن از مرگش سپس آشكار شدن خلاف آن بواسطة صدقه وهمچنين خبر دادن عيسى
از مرگ عروس وظهور خلاف آن به صدقه وروايات داله بر اينكه صدقه ودعا موجب تغيير قضا مىشوند .
فخر رازي سنى متعصب در آية مباركه ( يمحو الله ما يشاء ويثبت وعنده أم الكتاب ) معانيى
ذكر كرده كه به خوبى بدا را اثبات مىكند .
سيد مرتضى در شافى مىفرمايد " اما بدايى كه شيعه بدان معتقد است بعينه همان نسخى
است كه معتزله قائلند فقط اختلاف در تعبير ولفظ است " وسرش اين است كه معتزله نسخ
را عبارت از رفع أعيان آيات منزله مىدانند به خلاف شيعه كه نسخ را عبارت از رفع احكام آيات
يا پايان يافتن زمان ومدت حكم مىدانند .