بنيان آن را متزلزل ساخت وبتدريج فرضيههاى جديد جامه عمل پوشيد وصورت قانون
به خود گرفت ونيروى علم قلب أتم نشكن را شكافت وأو را باجزائى تجريه كرد
ومعلوم شد كه أتم جز يك انرزى فشرده ومتكاثف چيزى نيست واز اجزائى مختلفي
تشكيل شده كه بعضي داراى بار الكتريسيته مثبت مىباشد وآن را پرتون مىنامند
وبعضي داراى بار الكتريسيته منفى مىباشد كه بنام ألكترون خوانده مىشود وبعضي از
نظر بار الكتريكى خنثى مىباشد كه نترن نام دارد . لكن قبل از آنكه اين نظريه
قوت خود را از دست دهد وبطلانش با آزمايش هاى عملي آشكار شود گروهى از
فلاسفه مادي والهى از آن استقبال كردند .
اما فلاسفه مادي بدين جهت به استقبالش شتافتند كه تصور كردند بدين وسيله
مىتوانند بدون التزام بوجود خدا موجودات جهان مادة را تعليل وتفسير كنند . به اين
بيان : كه أجسام از ذرات ( اتمهاى ) خردى كه از نهايت خردى بخش ناپذير
مىباشند تشكيل شده اند واين ذرات ( أتمها ) أزلي وابدى مىباشند وبوسيلة حركت
كه ذاتي آنها است به صورت هاى مختلفي پيرامون يكديگر جمع مىشوند واز اجتماعشان
به صورت هاى مختلف موجودات گوناگون پديد ميايند . وما در كتاب علم كلام بطلان
اين منطق را مبرهن ساختهايم .
اما فلاسفه الهى بدين جهت كه بنظرشان مىرسيد اين نظريه كليد رمز ومعماى
مشكل أصل وريشه موجودات مادي مىباشد . لذا بزرگان معتزله وجز آنان از
أهل سنت وبسيارى از شيعه كه به استناد مقالات اسلاميين ، مرحوم شيخ مفيد را هم
يكى از آنان بايد شمرد ، اين نظريه را پذيرفتند لكن با اين تفسير كه اين اتمهاى
نشكن وبخش ناپذير حادث مىباشند وبه ايجاد خداوند جهان لباس هستى پوشيده اند
به اين معنى كه خداوند أولا اين أتمها را آفريد سپس موجودات مادي ديگر را از
تأليف وتركيب اين أتم ها بانحاء مختلف ، خلعت هستى بخشيد . وگروهى از
متكلمين اسلامى در اين عقيدة پافشارى بسيار داشتهاند تا آنجا كه به مخالفين اين
عقيدة نسبت بي ديني مىدادند .
در عين حال گروهى از متكلمين روشن فكر قبل از اينكه كوس رسوائى اين
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: سيد أحمد صفائي
ص٥٧