تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
نيابم چه كنم ؟ فرمود از اين موقعيت استفاده كن كه از گرفتارى گفتار وفتنه بزرگ اعتراض ، بر كنار وسالم مىمانى . وبدان كه خداوند فروتنان را به اندازه فروتنى آنان رفعت نبخشد بلكه به اندازه بزرگى وبزرگوارى خود درجه آنان را بالا برد . وبه بيم ناكان به اندازه بيم آنان امنيت ندهد بلكه به اندازه كرم وبخشش خود به ايشان امنيت عطا فرمايد . وغمندگان را به اندازه غم ايشان شادى ندهد بلكه به اندازه مهربانى ومرحمت خود آنان را شاد گرداند . چه گمان ميبرى نسبت به خداى توبه پذير ومهربانى كه توبه دشمنانش را مىپذيرد تا چه رسد به كسى كه رضاى أو را جويد ودر راه أو دشمنى مردم را برگزيند . اى " هشام " هر كه دنيا را دوست دارد ترس آخرت از دلش برود . وهر بنده اى كه خدايش دانش دهد سپس دوستى دنيا را افزايد جز دورى از خدا چيزى نيفزايد وخشم خدا بر وى افزون گردد . اى " هشام " به حقيقت كه خردمند كسى است كه آنچه را كه طاقت بر آن ندارد واگذارد ودر راه مخالفت هواي نفس بيشتر به حق وواقع أصابت نمايد . وهر كه آرزويش دراز است عملش بد باشد . اى " هشام " اگر سير اجل را مىديدى از آرزو غفلت مىكردى . اى " هشام " از طمع دورى كن وبر تو باد به نوميدى از آنچه در دستهاى مردم است وطمع خود را از مخلوقات ببر ، چه طمع كليد خوارى وربوده شدن خرد ونابودى گشتن مروت ورفتن آبرو ودانش است . وبر تو باد به تمسك به ذيل عنايت حق وتوكل بر أو . وبا نفست جهاد كن تا أو را از پيروى هوى برگردانى ، چه اين جهاد مانند جهاد با دشمن بر تو واجب است . " هشام " : عرض كردم : كدام جهاد واجب تر است ؟ فرمود : جهاد با آن دشمنى كه به تو نزديك تر ودشمنى وزيانش بيشتر وبا نزديكى به تو شخصش از تو پنهان تر است وآن كه دشمنان را بر تو برانگيزد وآن دشمنى كه واجد اين صفات مىباشد شيطانى است كه مأمور وسوسه دلها است پس سخت با أو دشمن باش وشكيبائى أو بر جهاد براي نابود كردنت از شكيبائى تو در جهاد با وى بيشتر نباشد ، چه اگر تو متمسك به ذيل لطف