تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اجر وپاداش مىخواهم ( شايد مرادش اين باشد كه با اينكه اين سفر به قضا وقدر خدا بوده ومادر اين مسافرت مجبور بوديم چگونه مىتوانيم رنج سفر خود را به حساب خدا گذاريم واز وى پاداش بخواهيم مگر اينكه خداوند بفضل خود بما پاداش لطف فرمايد ومؤيد اين معنى جمله‌اى است كه در طريق " اصبغ بن نباته " ( 1 ) آمده است وآن جمله اين است كه پير مرد گفت بنابر اين من براي خود در مقابل رنج اين سفر پاداشى تصور نمىكنم ) . " علي ( ع ) " : پير مرد ، ساكت باش به خدا سوگند همانا پاداش شما در مقابل اين سفر نزد پروردگار بزرگ است . خداوند به رفتن شما بجبه جنگ وأقامت شما در آن جبهه وبرگشت شما پاداش عنايت مىكند ، چه شما در هيچ يك از اين حالات مجبور وناچار نبوديد . " پير مرد " : با تعلق قضا وقدر الهى به اين سفر چگونه ما در حالات خود مجبور نبوديم واختيار ما با قضا وقدر خدا چگونه وفق مىدهد ؟ " علي ( ع ) " : گمان ميكنى كه قضاء حتمي وقدر لازم پروردگار به مسافرت شما تعلق گرفته بطوريكه براي اراده بنده هيچ تأثير ودخالتى نباشد هم چنان كه بوجود موجودات تكويني اين گونه قضا وقدر تعلق مىيابد . نه چنين است ، چه در اين صورت پاداش وكيفر وامر ونهى باطل ووعد ووعيد ساقط خواهد شد وهيچ نكوهش نسبت به گناهكار وهمچنين هيچ ستايش نسبت به نيكوكار وفرمان بردار روا نباشد بلكه نيكوكار به كيفر سزاوارتر از بدكار وبدكار به احسان سزاوارتر از نيكوكار باشد . واين مقاله ، مقاله برادران بت پرستان وحزب شيطان ودشمنان يزدان وجبريان ومجوسان اين أمت است . خداوند بندگان را با اختيار خودشان مورد تكليف قرار داده وآنان را با اختيار از كارهاى زشت باز داشته است ودر مقابل عمل كم پاداش بسيار براي آنان مقرر فرموده . عصيان ونافرمانى بندگان از نظر مغلوب بودن خدا نيست . يعنى
هامش
( 1 ) كلينى اين روايت را مرفوعا نقل كرده كه لكن مرحوم " علامه مجلسي " روايت را مسندا نقل نموده ومنتهى باصبغ بن نباته كرده است . واصبغ ابن نباته تميمي حنظلي مجاشعى از اجله أصحاب أمير المؤمنين ( ع ) وثقات ايشان است .
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 224 | سيد أحمد صفائي