تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
نكردن باشد ، بعضي از وجوه سابقه برمىگردد وبا آنها فرقى ندارد . واگر مراد واقعا تحقق فعل به مجموع دو قدرت وتأثير قدرت خدا وبنده در عرض يكديگر وشركت خداوند با بنده باشد صريحا مخالف با روايات ومنطق أهل بيت است وموسى بن جعفر ( ع ) در پاسخ أبو حنيفة بالصراحه شركت خداوند را با بندگان در معاصي نفى فرموده است . در كتب معتبره روايت شده كه " أبو حنيفة " از " موسى بن جعفر ( ع ) " در حالي كه آن بزرگوار پسرى بود كه هنوز به حد بلوغ نرسيده بود پرسيد اى پسر ، معصيت از كيست ؟ حضرت در پاسخش تحقيقى فرمود كه خلاصه‌اش چنين است : واقع بحسب احتمال عقلي از سه حال بيرون نيست . يا از معصيت خداست ، يا از بنده ، يا از هر دو . اگر از خدا باشد خداوند عادل تر ومنصف تر از اين است كه بر بنده ضعيف خود ستم روا دارد ، وأو را بكارى كه نكرده مؤاخذه كند ، پس اين احتمال باطل است . واگر از هر دو به شركت باشد شكى نيست كه خداوند شريك نيرومند است وشريك نيرومند به انصاف درباره بنده ضعيف سزاوارتر است . در اين صورت هم مؤاخذه ستمكارى است ، پس اين احتمال هم باطل است . واگر از بنده است منفردا پس امر ونهى به أو متوجه وكيفر وپاداش وى بجا خواهد بود . " أبو حنيفة " اين آية را تلاوت كرد " ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم " مرادش اين است كه اين خانواده فضيلت علمي را به وراثت از يكديگر دارا وهمه از يك جنس مىباشند وبه روايت " علامه مجلسي " در " جلد سوم بحار الأنوار " " امام دهم ( ع ) " در رساله اهوازيه فرموده است . " عباية بن ربعي " از أمير المؤمنين ( ع ) " از استطاعت وقدرت بندگان پرسيد فرمود آيا قدرت واستطاعت تو بر افعال بطور شركت ومعيت با خداست ؟ يا قدرتت بر افعال بطور انفراد واستقلال است به نحوى كه نيازمند نباشى ؟ " عبايه " ساكت ومتحير شد . حضرت فرمود : چرا پاسخ نمىدهى ؟ ! عرض كرد چه بگويم ؟ فرمود : اگر بگوئى بالاشتراك قادرم تو را مىكشم ، زيرا كه اين عقيدة مستلزم شرك به خداست . واگر بگوئى بالاستقلال قادرم نيز تو را مىكشم ، چه اين عقيدة - موجب ضعف سلطنت الهى است . " عبايه " عرض كرد پس چه بگويم ؟ فرمود بگو
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 221 | سيد أحمد صفائي