" امام " : بگو هم اكنون به خدا ايمان آوردم زيرا قبلا داراى اسلام بودى .
اسلام همان تسليم شدن به خدا ورسول است كه مناط احكام ظاهري از قبيل ارث
وازدواج مىباشد ولى ايمان كه مناط ثواب وپاداش اخروى است هم اكنون براي
تو حاصل شد .
" شامي " : راست فرمودى هم اكنون گواهى مىدهم كه خدا يكى است
ومحمد ( ص ) فرستاده اوست وحضرتت وصى أوصيا مىباشى .
سپس امام براي تربيت أصحاب خود در مناظره محاسن وعيوب مناظره هر
يك از آنان را بيان فرمود وچون در أوائل كتاب نظير آن بيان ذكر شده از تكرار
آن خوددارى مىنمائيم .
( 4 )
مناظره هشام بن الحكم با ضرار بن عمرو ضبى ( 1 )
دانشمند بزرگ اسلامى " علم الهدى سيد مرتضى " در كتاب فصول از أستاذ
بزرگوارش " شيخ مفيد " أعلى الله مقامهما مناظره يى از " هشام بن الحكم " روايت
كرده كه ترجمه آن را براي خوانندگان نقل مىكنيم :
روزى " ضرار بن عمرو " به " يحيى بن خالد " برمكى وزير " هارون الرشيد " وارد شد ،
وزير به أو گفت : ميل دارى با مردى كه از بزرگان وأركان شيعه است مناظره كنى ؟
" ضرار " - هر كه را ميل دارى بگو براي مناظره حاضر شود .
هامش
( 1 ) ضرار بن عمرو ضبى غطفانى ابتداء از أصحاب دو نفر از رؤساء معتزله ( وأصل بن عطا -
عمرو بن عبيد ) بوده سپس پيرو جهم بن صفوان گشته ومعتزله از وى برائت جستهاند وداراى عقايد
مخصوصى است :
1 - صدور فعل واحد از فاعل متعدد كه هر يك بالاستقلال مؤثر تام باشند جايز است .
2 - خداوند در قيامت بحاسة ششم ديده مىشود ومؤمنان ماهيت أو را مىبينند .
3 - قرائت ابن مسعود وأبي بن كعب را انكار كرده مىگويد قطعا خداوند اين قرائت را
نازل نفرموده .
4 - امامت را مخصوص قريش نمىداند ومىگويد نبطي مقدم بر قرشي است .