تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
" يونس بن يعقوب " : امام به من توجه فرموده گفت قبل از اينكه مناظره كند خود را محكوم ساخت سپس فرمود اى يونس چنانچه آشنا به فن كلام بودى با اين مرد مناظره مىكردى . " يونس بن يعقوب " ( 1 ) : بسيار متأسفم كه به علم كلام وارد نيستم . قربانت گردم من شنيده أم كه شما أصحاب را از علم كلام منع فرموده أيد ومىفرماييد واي بر أهل كلام مىگويند اين مطلب را قبول داريم وآن را قبول نداريم ، مدعى مىتواند به اين موضوع تمسك جويد وبه آن نمىتواند ، واين را مىفهميم وآن را نمىفهميم . " امام " : آنچه گفتم در صورتي است كه به رأى ما پشت پا زده استبداد براي خود داشته باشد . بيرون رو هر كس از متكلمين را كه ديدى با خود بياور . " يونس بن يعقوب : بيرون رفتم و " حمران بن أعين " ، " مؤمن طاق " ، " هشام بن سالم " را كه هر يك از متكلمين زبردست بودند وارد كردم . ونيز " قيس ماصر " را كه بعقيده من از آنان بهتر بود وعلم كلام را در مكتب " علي بن الحسين زين - العابدين " ( ع ) آموخته بود همراه آوردم . پس از آنكه در خيمه حضرت نشستيم ، امام سر از خيمه بيرون كرد ، ناگاه شتر سواري كه به سرعت حركت مىكرد به نظر رسيد . امام فرمود سوگند به خداى كعبه " هشام " مىآيد ، ما گمان كرديم منظور امام هشامى است كه از فرزندان عقيل است ومورد علاقة شديد امام مىباشد . هنگاميكه وارد شد ديدم " هشام بن الحكم " است . با اينكه هشام در آن موقع جوانى نورس بود وحاضرين همه بزرگتر از أو بودند امام به أو احترام كرد ونزد خود براي أو جا باز كرد
هامش
( 1 ) " يونس بن يعقوب " از اجله واعلام فقهاى زمان خود بوده كه مردم مسائل حلال وحرام را از أو ياد مىگرفتند وكيل حضرت " موسى بن جعفر " ( ع ) بود واز خدمت امام بهره ونصيبي مخصوص داشت واز چند امام درباره أو احاديثى واخبارى رسيده كه دلالت بر جلالت قدر ومراتب فضيلت وى نزد پيشوايان دين مىنمايد ومرحمت وتوجه مخصوص ايشان را بوى مىرساند از آن جمله فرمايش " امام هفتم ( ع ) " است كه فرمود " أنت منا أهل البيت " تو از ما خانواده هستى " فجعلك الله مع رسوله وأهل بيته " پس خدا تو را با رسول خود وأهل بيتش قرار دهد وانشاء الله خداوند اين كار را خواهد كرد . ودر جاى ديگر فرموده " فنحن لك حافظون " ما نگهبان تو هستيم .