" هشام " بريهه وزنش ايمان آوردند وايمان ايشان نيكو شد ، سپس
خدمت امام صادق شرفياب شدند .
" هشام " جريان ملاقاة با " موسى بن جعفر " ( ع ) وكلمات آن بزرگوار را
به عرض امام صادق رسانيد .
" امام صادق " ( ع ) فرمود : " ذرية بعضها من بعض " ذريه پيغمبر ( معصومين ) همه
از يك جنس مىباشند .
" بريهه " : شما از كجا به تورات وإنجيل وساير كتب أنبياء اطلاع داريد ؟
" امام " : كتب أنبياء به ارث بما رسيده ونزد ما موجود است ، ما آن كتابها
را همانطوريكه صاحبان آنها مىخواندند مىخوانيم ، وآنچه مىگفتند مىگوئيم ،
خداوند كسى را كه جاهل باشد حجت قرار نمى دهد ، كسى كه از أو مطلبي را بپرسند
بگويد نمىدانم ، حجت خدا نيست .
" بريهه " ملازمت " امام صادق " ( ع ) را اختيار كرد تا هنگام رحلت امام
صادق ( ع ) ، سپس ملازم خدمت " امام هفتم موسى بن جعفر " ( ع ) شد ، در زمان
حيات " موسى بن جعفر " ( ع ) از دنيا رفت ، امام خود مباشر تجهيز أو شد ، يعنى
غسل وكفن ودفن أو را خود امام انجام داد ، وفرمود بريهه يكى از حواريين
عيسى بن مريم بود ، ونسبت به حق خداوند بر أو معرفت داشت . أصحاب امام
آرزو كردند كه در منزلت ومقام مانند أو باشند .
( 2 )
مناظره هشام بن الحكم با عمرو بن عبيد بصرى در امامت
" محمد بن يعقوب كلينى " قدس سره در كتاب مستطاب " كافى " از " يونس
بن يعقوب " مناظره يى از هشام " بن الحكم " نقل كرده كه خلاصه آن به فارسي چنين است :
هامش
( 1 ) عمرو بن عبيد بن باب بصرى مكنى به أبو مروان يا أبو عثمان بسال 80 ه به دنيا آمد
وبسال 144 ه در سن 64 سالگى درگذشته است از رؤساء معتزله واز أصحاب وشاگردان أبو الحسن
بصرى بوده .
شيخ طوسي قدس سره در رجالش أو را از أصحاب امام صادق ( ع ) شمرده وراجع به مذهبش
انتقادى نكرده شايد بعضي از عدم تعرض شيخ نسبت به مذهبش چنين توهم كنند كه وى شيعه
امامي بوده لكن پس از مطالعه تاريخ وبررسى حالات وى وتتبع در روايات آشكار مىشود كه
اين توهم بي مورد است چه از مطالعه حالات وى ودقت در سؤالات امتحانيهاى كه از حضرت
باقر ( ع ) كرده وپاسخ امام بوى كه متضمن تعريض بر أو است واز بيعت وى با محمد بن الحسن
ودعوت نمودنش امام صادق ( ع ) را به اينكه أو هم با محمد بن الحسن بيعت كند وبا جمعيتى كه
با أو بيعت كرده اند تشريك مساعي نمايد وپاسخ امام صادق ( ع ) به أو كه كاشف از ضلالت
وگمراهى عمرو بن عبيد مىباشد واز توجه به مناظره هشام بن الحكم با أو راجع به امامت وخوشحال شدن
امام صادق ( ع ) از مناظره هشام با وى كه كاشف از اين است كه وى تنصيص پيغمبر را نسبت
بائمه قبول نداشته ومنكر اين معنى بوده است كه امام بايد از جانب پيغمبر منصوص باشد به خوبى
روشن مىشود كه نامبرده مخالف مذهب اماميه واز بزرگان عامه مىباشد .