نشود حرام است يا نه ( جواب ) اگر ان مزاح موجب هتك حرمت يا ايذاء يا توهين ان زن يا شوهر
يا اقرباى أو باشد حرام است وهم چنين اگر مهيج شهوت باشد بلكه مطلق آنچه متعلق بمقاربت
ومقدمات ان باشد والا بعيد نيست جواز لكن مع ذلك أحوط ترك است وفرق ما بين پرده كرده
وغير ان نيست ومع ذلك أحوط اجتناب از صوت اجنبيه است در غير آنچه متعارف در مكالمات
محتاج إليها است ( سؤال ) در حرم يا مسجد مثلا اگر كسى شخصي را جبرا از مكان خود دور نمايد يا آنكه
نگذارد كه در آنجا بنشيند ايا براي ان جا بر وديگران جايز است تصرف در ان مكان يا نه وبر تقدير
عدم جواز تا چه قدر از زمان حكم عدم جواز تصرف باقي است - جواب ) اگر بعد از جا گرفتن أو را
دور كند غصب است ونماز وسائر تصرفات أو حرام وباطل است واگر نگذارد أو را كه جاى بگيرد
فعل حرام كرده است ولكن تصرف در ان مكان مباح است ودر صورت أولى ما دام كه ان شخص
اعراض از ان مكان نكرده حكم عدم جواز تصرف باقي است ( سؤال ) ظن قوى بر فساد فعل مسلم
مانع حمل بر صحت هست مثل آنكه ظن قوى باشد باين كه خمس وزكاة را نمىدهد مثلا مىشود در أموال أو
كه متعلق خمس وزكوتست باذن أو تصرف نمود با خريد ونحو ذلك يا نه ( جواب ) ما دام كه بحد علم عادى
نرسيده مانع حمل بر صحت نيست خصوص در صورتيكه خودش متصدى شود نه اين كه مجرد
اذن باشد والله العالم ( سؤال ) وطى در دبر جايز است يا نه ( جواب ) اگر چه أقوى كراهت آن است لكن
احتياط شديد در ترك است خصوصا اگر زوجه راضى نباشد واگر در حال حيض باشد احتياط ترك
نشود ( سؤال ) عمل باستصحاب با امكان علم جايز است يا نه وأيا استصحاب با ظن فعلى بر خلاف ان حجت
است يا نه ( جواب ) اما در شبهات حكميه پس أجب است فحص وجايز نيست عمل بأصل قبل از ان چه
استصحاب باشد چه غير از ان واما در شبهات موضوعية پس با استقرار شك جايز است عملي باصومل لعمومات
أدلتها مگر آنكه مولى باشد كه عمل بأصل قبل از فحص مستلزم باشد وقوع در خلاف واقع را غالبا بلى اگر
تحصيل علم بواقع سهل باشد كه باندك تأمل يا فحص واقع معلوم شود مشكل است از جهة امكان
دعوي انصراف أدلة الشكوك لمثله ( سؤال ) اگر طفل صغير يا كبير را كسى بي اذن پدر أو نگاه دارى
نمايد تسلط دارد كه از پدر نفقه أو را بگيرد يا نه واگر پدر در باطن راضى بان باشد يا آنكه راضى باشد
كه مجانا نگاه دارى نمايد بر پدر لازم است نفقه أو را بدهد يا نه ( جواب ) بر پدر واجب نيست
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 306
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٠٦