Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 181

Contributors:

P.181
است يا نه مشهور برآنند كه جايز نيست زيرا كه تحليل يا تمليك است يا عقد وهيچ كدام پيش از خريدن نميشود لكن أقوى جواز آن است زيرا كه قبول نداريم تحليل أحد الامرين باشد بلكه اباحه است وانشاء آن پيش از خريدن مانعي ندارد ماداميكه از اذن خود برنگردد نظير آنكه بگويد بمال من نان بخر وبخور وهر گاه مالك بخواهد با جاريه مزبوره وطى كند مانعى ندارد پيش از ظهور ربح بلكه با شك در حصول ربح نيز جايز است بلكه بعد از حصول آن نيز باذن عامل جايز است بنابر أقوى ( مسئلة 43 ) اگر مالك مال المضاربة زن باشد وعامل شوهر أو را كه عبد است باذن أو بخرد بي اشكال شراء صحيح ونكاحش باطل ميشود وعامل ضامن نيست اگر چه شراء باعث ضرر بر مالكه شده كه مهرش ونفقه ساقط شده واگر بدون اذن بخرد چند قول است " أول " بطلان شراء مطلقا زيرا كه مستلزم ضرر وخلاف مصلحت أو است " دويم " صحت آن مطلقا زيرا كه از اعمال مضاربه است كه در ضمن عقد مضاربه اذن تمام اعمال را داده مثل خريدن غير زوج " سيم آنكه بر فرض اجازه بعد از آن صحيح والا باطل است وأين قول أقوى است زيرا كه فرق نيست ميان اذن سابق واجازه لاحق وهر گاه مالك مرد باشد عامل ميتواند زوجه أو را باذن يا اجازه أو بخرد وكفايت نميكند اذن در ضمن عقد مضاربه ( مسئلة 44 ) اگر عامل بخرد كسى را كه بر مالك آزاد ميشود يا باذن أو خريده يا بدون اذن اگر باذن أو خريده وربحى در شراء أو نبوده صحيح است وآزاد ميشود بر مالك ومضاربه نسبت باو باطل ميشود زيرا كه اين كار خلاف وضع تجارت وخارج از عنوان مضاربه است نظر بآنكه بناء آن بر طلب ربح است ودر مقام نيست بلكه خسارت است وصحت شراء بسبب اذن مالك است نه از جهت مضاربه پس اگر از مال المضاربة چيزى باقي مانده مضاربه نسبت بآن باقي والا باطل است وعامل مستحق أجرة المثل عمل خود است در صورتيكه قصد تبرع نكرده واگر در شراء آن ربحى باشد اشكالى در صحت شراء نيست آيا مضاربه است كه عامل بمقدار حصه خود از ربح مالك شود يا آنكه بسرايت مقدار حق أو نيز آزاد وعوض آنرا از مالك بگيرد يا آنكه از باب مضاربه نباشد وعامل أجرة المثل عمل خود را بر مالك مستحق باشد نظير جائيكه أصلا در آن ربحى نباشد چند قول است ودور نيست ترجيح قول أخير كه از باب مضاربه نباشد زيرا كه خلاف وضع آن است وهر گاه عامل أو را بي اذن مالك خريده باشد پس مالك شراء أو را اجازه