Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 179

Contributors:

P.179
يا آنكه خود عامل جنس را بفروشد وربح كند واز ربح كند واز ربح آن ثمن مبيع را بدهد چنانچه أقوى لزوم جبر است در تلف بعض مال اگر چه پيش از شروع بتجارت باشد نيز مثل آنكه پيش از شروع بكسب در أثناء سفر يا پيش از شروع بسفر بعض مال تلف شود بخلاف آنكه تمام مال در آنحال تلف شود كه ظاهر آن است كه مضاربه باطل ميشود زيرا كه مالي باقي نمانده وربحى نيست كه بآن جبر شود بلى اگر أجنبي يا عامل تلف كرده باشد وغرامت آن را بكشد مضاربه باقي است
( مسئلة 39 ) عامل امين است پس اگر مال التجارة نزد أو تلف شود ضامن نيست مگر بخيانت مثل آنكه بعض مال التجارة را بخورد يا آنكه چيزى بآن براي خود بخرد يا آنكه با كنيزى كه بمال التجارة خريده وطى كند ونحو آنها ومگر بتفريط بترك حفظ مال التجارة ومگر بتعدى بآنكه آنچه را كه مالك امر بآن نموده يا نهى از آن كرده مخالفت نمايد مثل آنكه با نهى مالك يا بدون اذن أو سفر كند يا چيزى را كه مالك گفته نخر بخرد يا گفته بخر نخرد پس در اين صور عامل ضامن مال ميشود اگر تلف شود ولو بافت اسماني هر چند مضاربه باقي است وظاهر آن است كه خسارتيكه بعد از آن حاصل ميشود نيز ضامن باشد وهر گاه از تعدى يا خيانت خود برگردد آيا ضمان أو باقي است يا نه دو وجه است ومقتضاى أصل بقاء آن است چنانچه در باب وديعه گفته اند كه اگر ودعى امانت از محل حفظ بيرون آورد ضمان أو باقي است اگر چه بعد از آن بجاى خود خود برگرداند ولكن بقاء ضمان بي اشكال نيست زيرا كه سبب ضمان مرتفع شده واذن در تصرف بر قرار است وهر گاه مصلحت اقتضا كند كه جنسي را در فلان وقت بفروشد واو تخلف كند ونفروشد وقيمت آن كمتر شود ضامن تفاوت است واگر قصد خيانت كند ولكن خيانت ننمايد آيا ضامن ميشود يا نه دو وجه است نظر بآنكه در وقت نيت آن بحكم غاصب است بايد ضامن باشد ونظر بآنكه مجرد نيت خيانت نيست پس ضامن نيست وممكن است فرق باشد بين صورتيكه عازم باشد كه فعلا خيانت كند كه بگوئيم ضامن است وبين آنكه عازم باشد كه بعد از اين خيانت نمايد كه ضامن نيست
( مسئلة 40 ) مالك را نميرسد كه از مال التجارة كه دست عامل است چيزى بخرد زيرا كه مال خود أو است بلى بعد از ظهور ربح ميتواند حصه عامل را از آن بخرد بشرط آنكه مقدار آن معلوم باشد وبيع أو باطل نميشود بخسارتى كه بعد حاصل شود زيرا كه بيع بمنزله تلف است بلى عامل بايد جبر خسارت را برد قيمت بنمايد نظير آنكه بديگري فروخته باشد