Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 183

Contributors:

P.183
بگيرد پس مضاربه نسبت بآنچه گرفته باطل ونسبت ببقيه باقي وبقيه مال سرمايه أو ميشود پس در اين حال اگر در تجارتيكه پيش از گرفتن بعض مال باشد خسارت كرده ودر تجارت بعد از آن ربح نموده بايد جبران خسارت سابقه را نمايد مثلا اگر سرمايه اش صد ليره بوده ودر تجارت ده لير آن تلف يا خسارت نمود ونود ليره باقي ماند وبعد از آن مالك ده ليره مال المضاربة را از عامل گرفت وبهشتاد ليره باقي مانده تجارت نمود وده ليره ربح پيدا شد بايد آن را روي هشتاد ليره گذارد تا نود ليره كه سرمايه أو است تمام شود وعامل از اين ده ليره ربح پيدا شده چيزى نميبرد وهم چنين عكس آن كه أولا ده ليره ربح پيدا شد وصد ليره سرمايه صد وده ليره شد وده ليره آنرا مالك گرفت صد ليره باقي مانده وبعد از آن ده ليره خسارت نمود كه بايد خسارت لاحقه را كه ده ليره است بربح سابق جبر نمايد حتى از مقدار ربح ده ليره كه مالك گرفته وحسب الاشاعه جزء آن است پس بعد از جبر چيزي از ربح سابق باقي نميماند كه عامل شريك در آن باشد بلكه گذشت كه اگر در بين عمل تجارت مالك وعامل ربح را قسمت كرده باشند وهر كدام سهم خود را برده باشند وبعد از آن خسرانى در تجارت پيدا شود نيز عامل بايد از آنچه گرفته جبران خسارت را بنمايد وپس دهد بلكه در صورتيكه بعد از فسخ مضاربه وپيش از تقسيم ربح خسارتي بمال التجارة وارد آيد از ربح بايد خسارات را تدارك كنند بلكه خسارت بعد از تقسيم ربح را نيز بايد از ربح تدارك كنند در صورتيكه ربح را از جنس برداشته باشند ونقد كردن جنس را بر عامل واز تتمه مضاربه بدانيم
( مسئلة 47 ) اگر مضاربه فاسد بوده وعامل داد وستد كرده باشد سه صورت دارد يا مالك وعامل هر دو جاهل بفساد بوده اند يا هر دو عالم بآن بوده ويا يكي عالم بوده وديگرى جاهل ودر هر سه صورت با آنكه مضاربه باطل است اگر ربحي حاصل شود بتمامه از مالك است زيرا كه مالك در ضمن مضاربه اذن بداد وستد داده ومقيد بمضاربه نبوده وبر فرض تقيد بآن معاملات عامل فضولي بوده وصحت آن موقوف بر اجازه مالك است واگر اجازه نكند تمام معاملات أو باطل است پس بر فرض آنكه اذنش مقيد بمضاربه نباشد يا آنكه معاملات را اجازه كند در صورت أولى كه هر دو جاهل ببطلان بوده اند عامل مستحق أجرة المثل عمل است وآيا عامل عوض مصارف سفر خود را كه از مال برداشته ونفقه خود نموده بايد غرامت بكشد بسبب آنكه معلوم شده كه