Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 145

Contributors:

P.145
باكى نيست كه خانه را بدو نفر اجاره دهد بالاشاعه كه خودشان با يكديگر أطاق ها ومرافق آن را حسب الشركة قسمت كنند بتراضي يا بقرعه وهم چنين جايز است حيواني را بدو نفر اجاره دهد كه بنوبت سواري آن را قسمت كنند بفرسخ فرسخ يا هر طوريكه تراضى نمايند وهر گاه با هم نزاع كنند كه كدام يك ابتدأ بسوارى نمايد بقرعه تعيين كنند وهم چنين جايز است كه حيوان را بغير اشاعه بدو نفر اجاره دهد بلكه بنوبت يا هر كدام يك ساعت مثلا يا يك فرسخ سوار شوند وهم چنين جايز است دو نفر خود را أجير دهند براي عمل معيني بوجه شركت مثل حمل چيزى كه حمال متعدد لازم دارد
( مسألة 19 ) اتصال مبدء اجاره بعقد شرط نيست بنابر أقوى پس جايز است مثلا در جميدى خانه خود را از غره رجب تا يك سال اجاره دهد خواه خانه در جمادى باجاره ديگرى باشد يا نه واگر خانه را يك ماهه اجاره دهد ومعين نكند كدام ماه منصرف مىشود بماه متصل بعقد واگر انصرافي نباشد اجاره باطل است
( فصل سيم ) بدانكه عين مستأجره در دست مستأجر امانت است كه هر گاه بدون تعدى وتفريط أو تلف يا معيوب شود ضامن نيست بلكه مشهور علماء گفته اند كه اگر بر أو شرط كند كه بر فرض تلف يا عيب ضامن باشد شرط صحيح نيست لكن أقوى صحت آن است وخصوص در صورتيكه بر مستأجر قرار دهد كه بر تقدير تلف يا عيب مقدارى از مال خود بدهد بغير عنوان ضمان وظاهر آن است كه در عدم ضمان فرق نكند كه در أثناء مدت تلف شود يا بعد از انقضاء مدت پس در صورتيكه بعد از گذشتن مدت اجاره هنوز عين در دست مستأجر باشد بقصد آنكه بصاحبش رد كند وموجر مطالبه عين را نكرده تلف شود نيز ضامن نيست اينها در صورتي است كه اجاره صحيح باشد واگر باطل باشد ودر دست أو بدون تعدى وتفريط تلف شود آيا ضامن است يا نه دو وجه است أقوى عدم ضمان است خصوصا در صورتيكه موجر وقت تسليم عين بطلان اجاره را بداند ومستاجر نداند
( مسألة 1 ) عيني كه مال مستأجر وبدست موجر است مثل رختى كه داده بدوزد امانت است اگر بدون تعدى وتفريط يا شرط ضمان تلف يا معيوب شود ضامن نيست نظير آنچه در عين مستأجره گذشت واگر پيش از دوختن يا أثناء آن تلف شود يا موجر يا أجنبي آن را تلف كند اجاره باطل مىشود وأجرت آن را بعضا يا كلا بمستاجر بايد پس دهد بلكه اگر عين را خود مستأجر نيز تلف كرده باشد اجرت را بايد باو پس دهد بلى